افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٥٧٤ - تنافِی دخالت حالات و روحِیّات پِیامبر در شکلگِیرِی وحِی، با جاودانگِی دِین و شرِیعت اسلام
ارتباط دادن بِین وحدت اراده در ذات پروردگار با اِین مسئله، ناشِی از عدم فهم حقِیقت اراده در ذات پروردگار و نِیز تعدّد ارادات در نفس پِیامبر است.
اشکال نقضِی بر صاحب مقاله در بشرِی دانستن قرآن
تنافِی دخالت حالات و روحِیّات پِیامبر در شکلگِیرِی وحِی، با جاودانگِی دِین و شرِیعت اسلام
حال سخن که به اِینجا رسِید، اِین نکته را متذکّر مِیشوِیم:
اگر فرض بر اِین نبود که اِین آِیات فقط و فقط از ناحِیۀ ربوبِی بر قلب رسول خدا نازل شده است، و ما مانند صاحب مقاله معتقد مِیشدِیم که آِیات صددرصد بشرِی است و ساخته و پرداختۀ ذهن و فرهنگ و محِیط و حالات شخصِی و روحِیّات پِیامبر است و دخالتِی در دِین ندارد، و مانند عوارض است که بر معروض عارض مِیشود و پس از مدّتِی از آن موضوع و معروض رخت برمِیبندد، و امروزه نِیز باِید بهجاِی آن عوارض و احکام، تکالِیف و قوانِینِی مطابق با شراِیط روز و همگام با قوانِین حقوق بشر تدوِین نمود و آن احکامِ تارِیخمصرفگذشتۀ ِیکهزار و چهار صد سال پِیش را به دور رِیخت؛ در اِین صورت اِین سؤال مطرح مِیشود:
اگر فردِی در اِین زمان ِیعنِی سال ِیکهزار و چهار صد و سِی هجرِی قمرِی بخواهد براِی نسل امروز و نسلهاِی آِینده کتاب قانون و حقوق و اخلاق تدوِین کند و از امور اعتقادِی نِیز مطالبِی بهمِیان آورد، آِیا مِیتواند به نحوِی اِین کتاب را تألِیف کند که فقط بازگوکنندۀ فرهنگ و زبان و قومِیّت و آداب منطقۀ خوِیش باشد، و از ساِیر آداب و فرهنگها در ساِیر ملل و اقوام خبرِی نداشته باشد و ذکرِی بهمِیان نِیاورد، و نِیز نسبت به افرادِی که هزار سال دِیگر پا به عرصۀ دنِیا مِیگذارند با فرهنگهاِیِی نوِین و تکنولوژِی آنچنان فراتر از عصر حاضر و مدرکاتِی بهغاِیت وسِیعتر از اطّلاعات و آگاهِیهاِی امروزه، هِیچ کارِی نداشته باشد و در عِین حال، همه را مکلّف به اطاعت و انقِیاد از خود کند؟! ما ِیک چنِین فردِی را جز اِینکه دِیوانه بدانِیم، چه نامِی دِیگر مِیتوانِیم بر او بگذارِیم؟
اِین شخص اگر قرار است فردِی عاقل باشد، ِیا باِید کتابش را مخصوص اهل همِین عصر و زمان قرار دهد و براِی نسلهاِی آِینده هِیچ تکلِیفِی تعِیِین نکند؛ ِیا اِینکه به نسلهاِی آِینده بگوِید که خود هرچه را که پسندِیدِید براِی اداره و تدبِیر حِیات