افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٥٦٣ - عدم جرِیان قاعدۀ مسبوقِیّت حادثه به مادّه و مدت، در اشتغالات و مدرکات غِیر مادِّی نفس انسان
براِی توضِیح مطلب و نقد مدّعاِی صاحب مقاله مِیگوِیِیم:
عدم جرِیان قاعدۀ مسبوقِیّت حادثه به مادّه و مدت، در اشتغالات و مدرکات غِیر مادِّی نفس انسان
از مطالبِی که گذشت، اشارتاً به اِین نکته پرداخته شد که صاحب مقاله در مسئلۀ وحِی، بِین خود حقِیقت وحِی و بِین زمان نزول آن خلط نموده است؛ و همِین نکتۀ ظرِیف نِیز در مسئلۀ نفس و سبقت مادّه بر آن به چشم مِیخورد. به عبارت دِیگر، ما باِید بِین پِیداِیش خود نفس و تعلّق آن به بدن آدمِی و بِین مدرکات و أعمال و اطوار او فرق بگذارِیم. آنچه در کلام صدرالمتألّهِین و نِیز مرحوم علاّمه طباطبائِی ـقدّس سرّهماـ در حاشِیه بر اسفار به چشم مِیخورد اِین است که:
نفس در پِیداِیش و ابتداِی نزول آن به عالم دنِیا و تعلّق آن به بدن باِید حتماً مسبوق به مادّه و مدّت باشد، و در اِین مسئله شکِّی وجود ندارد؛ امّا آِیا پس از خلقت نفس و استقرار آن و تعلّقش به بدن، باز براِی انجام فعّالِیتها و افعال و اطوار خود نِیازِی به مادّه و جسمانِیّت بدن دارد؟ پاسخ قطعاً منفِی خواهد بود.[١]
شکِّی نِیست که برخِی از مدرکات نفس ناطقه بهوسِیلۀ بدن و حواسّ ظاهرِی براِی آن بهدست مِیآِید؛ مانند دِیدنِیها و شنِیدنِیها و لمسها و غِیره، که البتّه در اِین موارد اِین نوع از فعل و إعمال نفس، متأثّر از محِیط و اطراف و شراِیط حصول علم در آن محِیط خواهد بود. امّا بعضِی از مدرکات نفس هِیچ ارتباطِی با مادّه و عالم دنِیا ندارد؛ مثلاً کسِی که به خواب رفته و در عالم رؤِیا حقاِیقِی را مشاهده مِیکند، چه ربطِی به دنِیا و مسائل آن و مادّه و زمان و مکان دارد؟ کسِی که در عالم رؤِیا، پدرِ ازدنِیارفتهاش را ملاقات مِیکند و با او به گفتگو مِینشِیند و از احوال و خصوصِیّات عالم پس از مرگ سؤال مِیکند، کجا اِین مطالب به دنِیا و عالم مادّه مربوط مِیشود؟ و ِیا اگر کسِی در بِیدارِی به مکاشفات نورِیّه و ملکوتِیّه دسترسِی پِیدا مِیکند و از آن حقاِیق عوالم ربوبِی مستفِیض مِیگردد، چه ارتباطِی با عالم خارج و شراِیط آن و مسائلِی که در اطراف او مِیگذرد دارد؟
[١]. رجوع شود به الکحمة المتعالِیة، ج ٨، ص ٣٤٧.