افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٥٠١ - استعارۀ طوطِیصفت براِی بِیان شخص منزّه از هرگونه أنانِیّت و إنِّیّت در راه لقاء خدا
اِین غزل خواجه دقِیقاً همِین مفاهِیم و حقاِیق عالِیه و راقِیه را به صورت شعر بِیان مِیکند و مِیفرماِید که: من در آرزوِی رؤِیت جمالش هِیچ مطلب و درخواستِی جز وصول به لقاء او نمِیخواهم و هِیچ خواست و ارادهاِی جز اراده و مشِیّت او براِی خود نمِیبِینم؛ طلب من، طلب اوست؛ ارادۀ من، ارادۀ اوست؛ مِیل و رغبت من، مِیل و رغبت اوست؛ رضا و خشنودِی من رضاِیت و خوشنودِی اوست؛ خلاصه هِیچ حِیثِیّتِی در وجود خود به غِیر از حِیثِیّت محبوب نمِیِیابم و نمِیبِینم و جز اِین نمِیخواهم و نمِیطلبم.
و انصافاً باِید اِین غزل حضرت حافظ را از شاهکارهاِی حقاِیق و رقائق عرفان و سلوک دانست که چگونه از آن مرتبۀ قدس و صعود جلال، به نزول درکات نفس و شهوات و کثرات رسِیدِیم و از آن مکان رفِیع و اوج علوّ، به حضِیض دنائت درافتادِیم و براِی تدارک گذشته و جبران مافات باِید فقط و فقط به اِین روش و سِیره متمسّک شد و راهِی جز طرِیق لقاِی او نپِیمود و مسِیرِی جز وصول به عالم عزِّ ربوبِی درننوردِید.
بنابراِین معناِی اِین دو بِیت حافظ همان غزل مذکور اِیشان است و اِین نهاِیت سعِی و تلاش و غاِیت جدّ و جهد براِی ورود به حرِیم انس حضرت حق است؛ نه اِینکه معناِی اِین بِیت، تقلِید کورکورانه از اساتِید و پِیشکسوتان است که مورد مذمّت و قدح قرار گرفته است.
پس اِین بِیت در مقامِی است و بِیت مولانا در مقامِی دِیگر، و هِیچکدام ربطِی به دِیگرِی ندارند.
اِین بِیت مِیگوِید: همچنانکه طوطِی را در پس آِینه نگه مِیدارند و ِیکِیک کلمات و حروف را به او مِیآموزند و او بدون کم و زِیاد کردن از کلمات و تغِیِیر و تبدِیل آنها به سلِیقه و فکر خود، عِیناً آنها را از بَر نموده و در نفس خوِیش نگاه مِیدارد و سپس بازگو مِینماِید، من نِیز تمام وجود خود را عارِی از أنانِیّت و إنِّیّت نمودهام و تمام خواستها و مِیلها و رغبتها و شوقها را فداِی اراده و خواست و مِیل و شوق