مباحث حقوقى تحرير الوسيلة - الموسوي البجنوردى، السيد محمد - الصفحة ٢٤١ - كتاب هبه
كتاب هبه
هبه عبارت است از اينكه شخص چيزى از اموال خود را به صورت مجّانى و بدون عوض به ديگرى تمليك نمايد. اين معنى هبه به صورت اعم است و شامل هديه و عطيه و نحله نيز مىشود، امّا تعريف هبه به معناى اخص آن محتاج قيد و بندهايى است كه عطيه و نحله را از آن خارج سازد. هبه عقد است، پس محتاج ايجاب و قبول است.
ايجاب آن به هر لفظى كردن به مقصود بخشيدن باشد و آن را برساند واقع مىشود مانند اينكه بگويد اين را به تو هديه دادم و يا تمليك كردم و يا اين مال تو باشد، و مانند اين، قبول آن نيز به هر عبارتى كه رضايت او را به اين بخشش برساند واقع مىشود. در هبه تلفظ عربى معتبر نيست و بنابر اقوى هبه به صورت معاطاتى نيز واقع مىشود، يعنى چيزى به اين خاطر به ديگرى بدهد و او هم بگيرد. بدون اينكه لفظى بين آنها رد و بدل شود.
مسأله ١- در كل واهب و موهوبلَه شرط است كه بالغ و عاقل و قاصد و مختار باشند.
بله در حالى كه واهب چيزى را به يك كودك مىبخشد، ولى كودك مىتواند از جانب او قبول نمايد هر چند كه هيچ كدام از اين شرايط را نداشته باشد. موهوبله بايد قابليت و اهليت قبول را داشته باشند. يعنى بتواند شرعاً مالك آن شود. هبه قرآن به كافر صحيح نيست و واهب بايد مال خود را هبه كند پس هبه كردن مال غيرصحيح نيست مگر به صورت وكالت و يا به طور فضولى كه اگر چنين باشد با اجازه بعدى مالك صحيح مىشود. واهب نبايد مجبور باشد. هبه كردن مريض صحيح است. حتى اگر در مرض موت باشد و يا بيش از ثلث مال باشد.
مسأله ٢- موهوبه بايد عين باشد، پس بخشيدن منافع صحيح نيست. بخشيدن دين هم اگر به خود مديون باشد، صحيح است. و بنا بر اقوى قبول در پول معتبر است. اين هبه اثر ابراء دارد امّا ابراء نيست. زيرا كه ابراء احتياج به قبول دارد به خلاف ابراء كه سقوط مافىالذمه مديون و اسقاط آن از طرف طلبكار است. امّا اگر بخواهد دين فىالذمه زيد را به عمرو ببخشد اقوى آن است كه صحيح است و قبض موهوب به قبض مصداق آن است.