مباحث حقوقى تحرير الوسيلة - الموسوي البجنوردى، السيد محمد - الصفحة ٣٩١ - تنبيه
چون در نسب مادر عمه و عموى آدمى حرام است؛ زيرا جده پدرى و يا مادرى محسوب است اگر خاله و دايى را شير دهد، آيا به اين خاطر، آن زن بر مرد حرام مىشود؟ اگر قبل از شير دادنش همسر آن مرد باشد آيا نكاحش باطل مىگردد؟ كسى كه قائل به عموم منزلت باشد، مىگويد باطل است و كسى كه به آن اعتقاد نداشته باشد مىگويد نه.
مسأله ٥- اگر در اين شك كند كه آيا رضاع حاصل شده است يا نه و يا اينكه شك كند كه آيا فلان شرط حاصل شده يا نه در مورد اوّل فرض را به عدم وقوع رضاع و در مورد دوم نيز فرض بر عدم حصول شرط مىكند. بله اگر مىداند كه واقعاً رضاع حاصل شده امّا نمىداند كه آيا در بين دو سال بوده است يا نه، تا حرمت ايجاد نمايد. در صورتى كه تاريخ رضاع را بداند امّا تاريخ تولد كودك را نداند، مسأله مشكل مىشود و بايست احتياط كند.
مسأله ٦- شهادت بر رضاع قبول نمىشود مگر اينكه به طور مفصّل انجام گردد و بگويند كه به فرض فلانى قبل از آن كه دو سال شيرخوارگىاش تمام شود از فلان زن شيرخورده به صورتى كه پستان زن را دهان مىگرفت و مىمكيد و ما شمرديم كه پانزده دفعه متولى از آن زن شير خورد و سير شد، و تمام شرايط حرمت را داشت. امّا اگر به طور مجمل به آن شهادت دهند كافى نيست مانند اينكه بگويند ما مىدانيم فلانى از فلان زن شير خورده و بر او حرام شده است. يا اينكه بگويد فلانى و يا فلانه رضاعى است، كافى نيست. بله در صورتى كه علم داشته باشد كه شاهدين تمام شرايط رضاع را مىدانند و از نظر تقليد و اجتهاد هم مسائل را همانند مجتهدى كه او از آن تقليد مىكند مىدانند اگر به صورت مجمل شهادت دهند كفايت مىكند.
مسأله ٨- بهتر است دايه داراى شرايطِ: اسلام، عاقله، عفيفه، نظيف و خوش اخلاق باشد؛ زيرا شيرى كه دايه به كودك مىدهد در او اثرى كامل دارد، چنان كه از امام محمد باقر (ع) روايت شده است كه فرمودند: «رسول خدا (ص) فرمودهاند: كودك خود را براى شير خوردن به دست زنهاى احمق و كم فهم ندهيد زيرا شير صفات او را به كودك شما منتقل مىكند» و از اميرالمؤمنين (ع) نيز روايت شده كه فرمودند: «از شير زن احمق براى خود استفاده نكنيد زيرا شير به طبيعتها غلبه مىكند» و از همان جناب منقول است كه در نظر آوريد و ببينيد كه چه كسى فرزند شما را شير مىدهد، زيرا كودك با طبيعت شيرى كه خورده است بزرگ مىشود همچنين روايات فراوانى وجود دارد كه انتخاب زن شيردهى كه صفات خوب و پسنديده دارد را مستحب مىداند و به آن ارجحيت مىدهد. و عكس آن هم از كراهت شير دادن كافر به فرزند حكايت دارد. و اگر كسى مجبور شد كه فرزند خود را به يكى از آنان بدهد بايد زن يهودى و يا مسيحى را به