مباحث حقوقى تحرير الوسيلة - الموسوي البجنوردى، السيد محمد - الصفحة ٤٩٠ - مانع پنجم ارث لعان است
بفهمند يكى است يا دو قلو، پسر است يا دختر سهم آنچه را كه تشخيص داده اند كنار مىگذارند، اگر يكى است سهم يكى و اگر دو تا يا بيشتر است سهم آنان را كنار گذاشته بقيه را بين باقى ورثه تقسيم مىكنند.
مسأله ٤- اگر سهم الارث دو كودك را كنار گذاشته و بقيه را تقسيم كنند بعد بيش از دو كودك به دنيا بيايد به مقدار سهم الارث آنهايى كه بىسهم ماندهاند از ورثه پس گرفته مىشود.
مسأله ٥- بچه در شكم مادر ارث مىبرد و اگر زنده متولد شود ارث هم مىدهد هر چند كه بعد از تولد پس از چند دقيقه بميرد، پس اگر طفل زنده به دنيا بيايد و بعداً از دنيا برود هم ارث مىدهد و هم ارث مىبرد، و در اين حكم لازم نيست بعد از افتادن گريه هم كرده باشد بلكه همين قدر كه به زنده متولد شدن او علم پيدا بشود مثلًا بدن خود را حركتى بدهد و سپس بميرد كافى است.
مسأله ٦- در ارث بردن نوزاد اين شرط معتبر نيست كه در آن لحظهاى كه پدرش مىميرد روح در كالبد او دميده باشد بلكه همين مقدار كه در آن لحظه نطفه او منعقد شده باشد كافى است، پس اگر بميرد و بعد از مرگ او معلوم شود زنش حامله است چنانچه آن حمل ملحق به ميت باشد از پدرش ارث مىبرد مگر آن كه مرده به دنيا بيايد.
دوم- از چيزهاى كه از روى مسامحه مانع ارث شمرده شده است وجود طبقه مقدم است كه نمىگذارد طبقه موخر ارث ببرد مگر آنكه طبقه مقدم به جهتى از ارث محروم باشد.
سوم- وجود درجه و رتبه مقدم در هر طبقه است كه اگر خودش محروم از ارث نباشد نمىگذارد آنكه در رتبه بعد است ارث ببرد، مانند اينكه كسى از دنيا برود و يك يا چند فرزند بلافصل و يك يا چند نوه داشته باشد كه ارث او تنها به فرزندان بلافاصل او مىرسد و به نوههايش نمىرسد، يا كسى از دنيا برود و وارث او برادرانى و برادرزادگانى باشند كه تا برادر هست برادرزاده ارث نخواهد برد، تا اينجا موانع پنجگانه اصل ارث را شمرديم اما موانعى كه مانع اصل ارث نيستند بلكه باعث كم شدن ارث هستند و نمىگذارند وارث همه سهم الارث خود را بگيرد را بيان مىكنيم، و آن موانع چند چيز است:
اول- قتل خطائى و شبه عمد است كه نمىگذارد قاتل سهم خود را از خونبها بگيرد ولى مانع از اصل ارث نيست.
دوم- وجود پسر بزرگ است كه نمىگذارد بقيه ورثه در خصوص حبوه سهم ببرند و اگر پسر ميت يكى باشد مانع سهم بردن بقيه ورثه از حبوه است.