مباحث حقوقى تحرير الوسيلة - الموسوي البجنوردى، السيد محمد - الصفحة ٤٨٨ - مانع پنجم ارث لعان است
همچنين بين او و بين يكى از پدر و مادرش كه زانى نيستند و بين طفل و منسوبين به آن كس كه زانى نيست. مانعى از لحاظ ارث بردن وجود ندارد.
مسأله ٣- كس كه از وطى به شبهه متولد شده مانند متولد از حلال است و بين او وخانوادهاش چه پدر و چه مادر و چه افرادى از طبقات و درجات ديگر توارث برقرار است.
مسأله ٤- تولد از حرام غير از زنا مانند تولد از وطى در حال حيض و در روز ماه رمضان و امثال اينها مانع توارث نيست.
مسأله ٥- نكاح ساير مذاهب و اديان مانع از توارث نيست البته به شرطى كه مطابق مذهب خود آنان واقع شده باشد هر چند كه نكاح آنان مخالف با دستورات شرع مقدس اسلام باشد، حتى كودكى هم كه از نكاح با برخى از محارم متولد شده باشد اگر به آن مذهب صحيح باشد ولد زنا شمرده نمىشود.
مسأله ٦- در فرقههاى اسلامى نيز نكاح ساير مذاهب غير اثنى عشرى به شرطى كه نكاح مطابق با مذهب خود آنان واقع شده باشد مانع ارث نمىشود هر چند كه بر حسب مذهب ما باطل است، مثل اينكه مردى سنى با زنى ازدواج كند كه شوهرش او را طلاق بدعى داده باشد.
مانع پنجم ارث لعان است
مسأله ١- لعان مانع ارث است و بين فرزند و پدرش و همچنين بين او و خويشاوندان پدريش توارث برقرار نمىشود، و اما بين او و مادرش و بين او و خويشاوندان مادريش مانع نمىشود، پس آنها از يكديگر ارث مىبرند و لعانى كه انجام گرفته مانع آن نمىشود.
مسأله ٢- اگر برخى از خويشاوندان كه هم از طرف پدر با فرزند خويشاوند هستند و هم از طرف مادر و برخى ديگر تنها از طرف مادر او با او خويشاوند هستند ارث او را به طور مساوى و به خاطر انتسابشان از طرف مادر مىبرند و انتساب دسته اول از طرف پدر با طفل اثرى در ارث ندارد كه در نتيجه برادر پدر مادرى طفل حكم برادر مادرى او را دارد.
مسأله ٣- در صورتى كه مرد بعد از آنكه لعان را انجام داد و فرزند را از خود نفى كرد از گفته خود برگردد و اعتراف كند كه فرزند از خود اوست در اين صورت فرزند به وى ملحق مىشود، اما تنها در احكامى كه عليه او هست نه در احكامى كه به نفع او مىباشد، در نتيجه در همين مسأله كه مرد اقرار به فرزندى كرده است كه اگر فوت كند نمايد فرزند