مباحث حقوقى تحرير الوسيلة - الموسوي البجنوردى، السيد محمد - الصفحة ٤٠٣ - نكاح منقطع
يا اينكه صريح اين نسبت را به او بدهد، و يا در مورد بچهى كه زنش آورده است و تمام شرايط براى اثبات فرزندى اوست: بگويد كه فرزند من نيست و اين دعوا به نزد حاكم ببرند، و او نيز دستور لعان بدهد تا با كيفيتى كه در قسمت لعان آمده است هر يك از آن دو ديگرى لعن نمايد و اگر اين كار را انجام دهند، حدّ قذف از مرد، حدّ زنا از زن، و كودك نيز از مرد نفى مىگردد، و آن زن به صورت ابدى بر آن مرد حرام مىگردد.
مسأله ١٧- نكاح شغار در اسلام باطل است و آن عبارتست از اينكه دو نفر زن به دو نفر مرد ازدواج كنند با اين شرط كه مهريه هر كدام نكاح ديگرى باشد و مهريهاى جز آن دو نكاح هم موجود نباشد، مانند اينكه مرد به ديگرى بگويد «خواهر و يا دختر خود را به عقد تو در مىآورم. به اين كه تو دختر و يا خواهرت را به عقد من در آورى و مرد ديگر هم اين مسأله را قبول نمايد و صداق هر يك را نكاح ديگرى قرار دهند، به اين نوع ازدواج، نكاح شغار مىگويند. ولى اگر مردى دختر و يا خواهر خود را به عقد ديگرى در آورد براى او هم مهريهاى معين نمايد حتى اگر شرط كند تو هم بايست دخترت را به عقد من در آورى، نكاح شغار نيست و يا اگر بين آنها صحبتى از مهريه به ميان نيايد مانند اينكه هنگام خواندن عقد بگويد: «به عقد تو در آوردم دخترم را به شرطى كه تو هم دخترت را به عقد من در آوردى» و طرف ديگر هم اين مسأله را قبول نمايد اين نوع نكاح نيز صحيح است و در اين صورت هر يك از دو دخترها مستحق مهرالمثل مىشوند.
نكاح منقطع
نكاح منقطع را متعه و يا مدّتدار نيز مىگويند.
مسأله ١- نكاح منقطع همانند نكاح دائم نيازمند ايجاب و قبول زبانى است و در اين نوع نكاح نيز صرف رضايت زبانى آنها و معاطات كفايت نمىكند، هم چنين است ساير شرايط و احكام كه در جاى خود بحث تمامى آن شده است.
مسأله ٢- الفاظ ايجاب در عقد موقّت عبارتند از متّعتُ و زوّجتُ و أنكحت كه هر كدام از اينها كه ايجاب گردد عقد حاصل مىشود، ولى صيغه عقد با الفاظى همانند هبه، اجاره و .... واقع نمىگردد، قبول در آن نيز به هر لفظى كه دلالت به قبول و رضايت طرف مقابل داشته باشد حاصل مىگردد، مانند اينكه بگويد متعه را قبول كردم و يا به آن رضايت دارم؛ حتى مقدّم شدن قبول بر ايجاب هم اشكالى ندارد به مانند اينكه مرد بگويد اين را به همسرى خودم پذيرفتم. و زن نيز بگويد خود را به همسرى تو در آوردم.
مسأله ٣- جايز نيست كه زن مؤمن مسلمان متعه مرد كافر گردد، و بين هيچ كدام از كفار