مباحث حقوقى تحرير الوسيلة - الموسوي البجنوردى، السيد محمد - الصفحة ٤٩٧ - عول و تعصيب باطلند
اجتماع دو يك سوم با يك ششم است مانند باقى ماندن دو دختر و يكى از پدر و مادر كه دو يك سوم مال را به دو دختر و يك ششم آن را به پدر يا مادر مىدهند.
و اما يك ششم تنها با يك سهم از سهام ششگانه جمع مىشود و آن اجتماع يك ششم با خود يك ششم است مانند اينكه شخصى از دنيا برود و پدر و مادر و فرزند بر جاى گذارد كه يك ششم مال را به پدر و يك ششم را به مادر و بقيه را به فرزندان مىدهند.
تنبيه
عول و تعصيب باطلند
مسأله ١- ورثهاى كه براى ميت موجودند و همه داراى فرض باشند سه گونه تصور مىشوند:
صورت اول، اينكه فرض آنها برابر با تركه ميت است مثلًا وارث ميت پدر و مادر و دختران چند نفر باشند كه هر يك از پدر و مادر يك ششم ارث مىبرند و دختران دو سوم كه در نتيجه جمع سهام همان واحد صحيح مىشود.
صورت دوم، اينكه تركه بيشتر از سهام است كه در اين صورت آنچه زياد مىآيد را به صاحبان فرض مىدهند نه به آنهايى كه ارث بردنشان به قرابت است، مانند عصبه ميت يعنى هر انسان مذكرى كه يا بدون واسطه منتسب به ميت است و يا به واسطه انسان مذكر ديگر، بنابراين اگر در موردى وارث ميت منحصر باشد به يك دختر و مادر ميت نصف تركه را به دختر و يك ششم آن را به عنوان فرض به مادر مىدهند و دو ششم باقيمانده را دوباره به همان نسبت نصف و يك ششم تقسيم مىكنند يعنى تركه را چهار قسمت نموده سه قسمت آن را به دختر و يك قسمت را به مادر مىدهند، اما اگر ورثه ميت منحصر بود به چند دختر و مادرش، دو يك سوم از تركه را به عنوان فرض بين دختران تقسيم و يك ششم را به همين عنوان فرض به مادر مىدهند و يك ششم باقيمانده را پنج قسمت نموده كه چهار قسمت را بر دختران و يك قسمت را به مادر مىدهند، و اما عصبه ميت سماق بمكند.
صورت سوم، اينكه تركه كمتر از سهام باشد و اين همواره در مواردى پيش مىآيد كه در بين ورثه يك دختر و يا دو دختر و بيشتر و يا يك خواهر ابوينى و يا پدرى يا دو خواهر و بيشتر ابوينى يا پدرى در ميان باشد و كمبود تركه بر همين نامبردگان وارد مىشود، بنابراين اگر وارث ميتى يك دختر و پدر و مادر و شوهر او باشند در نتيجه يك دوازدهم