مباحث حقوقى تحرير الوسيلة - الموسوي البجنوردى، السيد محمد - الصفحة ٥٦٩ - صفات شهود
كتاب شهادت
صفات شهود
چند صفت در شاهد بايد وجود داشته باشد:
اول- بلوغ، پس شهادت كودك (پسر بچه) نابالغ و غير مميز مطلقاً يعنى در هيچ امرى پذيرفته نيست، و اما كودك مميز شهادتش در غير قتل و جرح و نيز در قتل و جرح در صورتى كه سن او به ده سال نرسيده باشد معتبر نيست، ولى اگر به ده سال رسيده باشد و شهادت دهد بر اينكه فلان شخص قاتل فلانى است و يا او را زخمى كرده است اعتبار شهادتش محل ترديد است، و اما در اينكه شهادت دختر نابالغ چه مميز و چه غير مميز معتبر نيست اشكالى نيست.
دوم- داشتن عقل است، بنابراين شهادت ديوانه حتى آن كسى كه جنونش ادوارى است در حالتى كه مجنون است اعتبار ندارد، و اما در دوران سلامت به شرطى اعتبار دارد كه حاكم از طريق آزمايش و امتحان به حضور ذهن او و كمال هوشيارى او اطمينان يافته باشد، و گرنه باز هم شهادتش قابل اعتنا نيست. و كسى كه سهو و فراموشى يا غفلت بر ذهن او غلبه دارد نيز ملحق به مجنون ادوارى است در بىاعتبارى و يا كسى كه گرفتار بلاهت سادگى از حد بيرون هست، درموارد مشابه بر حاكم واجب است وضع آنها را روشن كند تا وقتى شهادت مىدهند شهادت آنها مورد اطمينان باشد، و بر حاكم لازم است از شهادت اين گونه افراد دورى نمايد، مگر در امور بسيار روشن كه يقين كند هيچ كس هر قدر هم كه گيج باشد آن را سهو نمىكند و در آن دچار فراموشى و غفلت و اشتباه در تحمل و در گفتگو نمىشود.
سوم- ايمان است، بنابراين شهادت غير مؤمن (كسى كه ولايت ائمه اهل بيت عليهم السلام را قبول ندارد)، پذيرفته نيست تا چه رسد به غير مسلمان چه اينكه شهادتش عليه مؤمن يا غير مؤمن يا هر دو باشد يا به نفع آنها. بله يهود و نصارى و مجوسى كه تحت حمايت دولت اسلامىهستند، اگر در دين خود عادل باشند شهادتشان در خصوص وصيت به مال پذيرفته است البته آن هم به شرطى كه كسى از عدول مؤمنين