مباحث حقوقى تحرير الوسيلة - الموسوي البجنوردى، السيد محمد - الصفحة ٧٤٨ - بيمه
بحث پيرامون مسائل نوظهور
بيمه
يكى از مسائلى كه در زمان شارع اسلام نبوده و اخيراً پيدا شده تأمين و بيمه است.
مسأله ١- بيمه عقدى است كه بين بيمهشونده و بيمه كننده واقع مىشود، بدين قرار كه بيمه كننده ملتزم مىشود خسارت معينى از بيمهشونده را به عهده بگيرد و جبران كند و در مقابل، بيمهشونده كه او را مستأمن مىناميم مبلغى معين به رضايت طرفين را متعهد شود كه به وى بدهد يا فى المجلس و يا بعداً.
مسأله ٢- اين عقد مانند ساير عقود احتياج به ايجاب و قبول دارد. ممكن است در اين عقد بيمه كننده موجب، و بيمه شونده قابل باشد. او ايجاب عقد را بگويد و اين قبول عقد را، به اين اينكه بيمه كننده بگويد على جبر خساره كذائيه فى مقابل كذا يعنى بر عهده من است جبران فلان خسارت تو در مقابل فلان مبلغ و قابل يعنى بيمهشونده بگويد قبلت- قبول كردم همانطور كه به عكس اين نيز ممكن است، به اين نحو كه بيمهشونده بگويد على اداء كذا فى مقابل جبر خساره على كذا يعنى بر عهده گرفتم فلان مبلغ را بدهم در مقابل اينكه فلان خسارت مرا جبران كنى و بيمهكننده بگويد: قبول كردم. و يا بيمه شونده بگويد على اداء كذا فى مقابل عهد تك جبر خساره كذا- يعنى بر عهده من است پرداخت فلان مبلغ در مقابل تعهد تو جبران فلان خسارت مرا حاصل كلام اينكه عقد بيمه به هر عبارتى كه منظور را برساند، واقع مىشود.
مسأله ٣- در گوينده ايجاب، و قبول كننده آن در عقد بيمه، همه آن شرايطى كه در ساير عقود معتبر شده است معتبر مىباشد، مانند بلوغ و عقل و محجور نبودن و اختيار و قصد. بنابراين عقد بيمه از كودك نابالغ و ديوانه و كسى كه به علت ورشكستگى يا غير آن محجور و ممنوع از تصرف در مال خود شده، و نيز از كسى كه او را اكراه و مجبور كردهاند و امثال اينها، صحيح نيست.
مسأله ٤- در بيمه علاوه بر آنچه گفتيم چند چيز ديگر شرط است:
اول- اينكه منفعت مورد بيمه، مشخص باشد كه چه چيز بيمه شود، شخص بيمه شونده