مباحث حقوقى تحرير الوسيلة - الموسوي البجنوردى، السيد محمد - الصفحة ٦٠٤ - قاذف و مقذوف
عبارت است از بلوغ و عقل و آزادى و اسلام و عفت؛ بنابراين كسى كه تمام اينها را دارد با قذف او حد واجب مىشود و كسى كه همه يا بعضى از آنها را ندارد قذفكنندهى او حدى ندارد و تعزير بر او واجب مىشود. بنابراين اگر پسربچه يا دختربچه يا برده يا كافرى را قذف كند، تعزير مىشود وليكن اگر غيرعفيف را در صورتى كه متظاهر به زنا يا لواط باشد قذف كند حرمتى ندارد و حدى بر قاذف او نيست و تعزيرى هم ندارد وليكن اگر متظاهر به زنا يا لواط نباشد بنابراين قذف او موجب حد است و اگر متظاهر به يكى از آنها باشد پس نسبت به آنچه كه به آن تظاهر مىكند حد و تعزيرى بر قذفكننده نيست و نسبت به غير آنچه كه متظاهر به آن است بنا بر نظر قوىتر حد بر قذفكننده وجود دارد و اگر متظاهر به گناهى به غير از آن گناهان (زنا و لواط و امثالهم) باشد قذف او موجب حد است.
مسأله ٤- اگر به فرد مسلمان بگويد: «اى پسر زن زناكار» يا بگويد «مادرت زناكار است» در حالى كه مادر وى كافر است در روايتى آمده است كه به قذفكننده حد زده مىشود چرا كه فرد مسلمان حصن (باعث محصن بودن) او است ولى نظر نزديكتر به احتياط آن است كه تعزير دارد نه حد.
مسأله ٥- اگر پدر فرزندش را به آنچه كه موجب حد است قذف نمايد حد زده نمىشود بلكه بر او تعزير است به دليل حرمت اين كار نه براى فرزند و همچنين است يعنى حد زده نمىشود اگر زن مردهاش را كه وارثى ندارد مگر فرزند خودش قذف كند و اگر آن زن فرزند ديگرى از غير او داشته باشد حد زده مىشود و همچنين است اگر زن وارث ديگرى غير از فرزند او داشته باشد (يعنى حد زده مىشود) و ظاهر آن است كه پدربزرگ نيز مانند پدر است پس با قذف پسر پسرش (نوهاش) حد ندارد و اگر فرزند پدرش را هرچهقدر بالا برود قذف نمايد، حد نمىخورد و اگر مادر پسرش را قذف نمايد حد مىخورد و خويشان اگر بعضى بعضى را قذف نمايند حد مىخورند.
مسأله ٦- اگر گروهى يكى بعد از ديگرى قذف شود پس براى هريك از آنها حد است خواه به صورت دسته جمعى مطالبهى حد نمايند خواه به صورت متفرق و تك تك و اگر يك نفر گروهى را با يك لفظ قذف نمايد به اينكه بگويد: «اينها زناكار هستند» بنابراين اگر به صورت متفرق و تك تك براى مطالبهى حد آمدند براى هريك از آنها حدى جداگانه است و اگر به صورت جمعى براى مطالبهى حد آمدند براى همهى آنها يك حد است و اگر قذفكننده بگويد: «زيد و عمرو و بكر مثلًا زناكارند» ظاهر آن است كه قذف با لفظ واحد است و يك قذف است و همچنين است اگر بگويد «زيد زناكار است و عمرو و بكر» وليكن اگر بگويد: «زيد زناكار است و عمرو زناكار است و بكر زناكار است» براى