مباحث حقوقى تحرير الوسيلة - الموسوي البجنوردى، السيد محمد - الصفحة ١٣٨ - كتاب وديعه
داشته باشد.
مسأله ١٤- عقد وديعه به موت هريك از طرفين و يا با ديوانه شدن يكى از آن دو باطل مىشود پس اگر امانت قبل از مردن مودع مالكى بوده است بعد از اينكه فوت نمود در دست او امانت شرعى مىشود در نتيجه بر او واجب است كه آن را فوراً به ورثهى متوفى تحويل دهند و يا به آنها اعلام نمايند كه فلانى نزد من فلان چيز را به امانت گذاشته و اگر بدون اينكه در اين كار عذرى داشته باشد انجام نداد، ضامن است. بله اگر اهمال او در اينباره به آن خاطر باشد كه نمىداند مدعى واقعاً وارث است يا نه و وراثتش منحصر به همانهايى كه مىداند است يا نه و .... و اعلام را به تأخير بيندازد اين عذر شرعى است و اگر در اين بين امانت تلف شد ضامن نيست. اگر وارث متوفى افراد متعددى بودن بايد امانت را به همهى آنها رد نمايد و يا به قائم مقام آنها بسپارد اگر به يكى بدون اذن مابقى رد نمايد ضامن سهمالارث ديگران است. امّا اگر مستودع بميرد امانتهاى مردم كه تا آن زمان به صورت مالكى در دست او بوده است شرعى مىشود و آنها در دست وراث و يا ولى او قرار مىگيرند اگر امانت منقول باشد بر وراث او واجب است كه آن را فوراً به مالكان آن و يا قائم مقام آن اعلام نمايند.
مسأله ١٥- رد وديعه در اولين فرصت ممكن واجب مىشود. اگر مالك آن را مطالبه نمايد حتّى اگر كافر باشد و بنا بر احتياط هر چند حربى باشد كه مالش بر مسلمين مباح است. در رد امانت به صاحب آن همين كه دست از آن بردارد و بين آن و مالكش حائل نشود كفايت مىكند. امّا واجب نيست كه آن را خود بردارد و به مالكش بدهد پس اگر آن را در صندوقى در بسته و قفل نشده قرار دهد كافى است كه قفل را بردارد و يا درب خانه را باز نمايد و به مالك بگويد كه امانت خود را بردار به همين مقدار تكليف شرعى خود را انجام داده است و از ذمهى خود خارج ساخته است. مسألهى فوريت در آن عرفى است. بنابراين اگر در راه است لازم نيست بدود و اگر در حمام است لازم نيست كه فوراً از آن خارج شود اگر هم مشغول خوردن غذاست لازم نيست كه سير نشده دست از آن بردارد. اگر در نماز نافله است آيا لازم است كه آن را بشكند؟ و آيا لازم است براى احضار دو نفر شاهد رد امانت را به تأخير بيندازد؟ اقوى اين است كه بله مگر آنكه احضار شاهد باعث تأخير زايدى شود كه در اين صورت اين كار جايز نيست مخصوصاً در جايى كه با حضور شاهد امانت را به او نسپرده باشند. البته اين زمانى است كه رخصت در تأخير و عدم تعجيل نداشته باشد وگرنه اشكالى نيست در اين كه فوريت و مبادرت واجب باشد.
مسأله ١٦- اگر دزدى چيز دزدى را به امانت بگذارد بر امانتگيرنده واجب نيست كه آن