مباحث حقوقى تحرير الوسيلة - الموسوي البجنوردى، السيد محمد - الصفحة ٧٣٥ - در اينجا مسائلى است
آنجا احتمال داديم جانى مخير باشد، و گفتيم احتياط در مصالحه است و بر جانى است كه به روايتى عمل كند كه به احتياط نزديكتر است، بنابراين اگر گفتيم ديه قتل خطائى، بيست رأس بنت مخاض و بيست رأس ابن لبون و سى رأس بنت لبون و سى رأس حقه است، در ديه شكستن استخوان، بنابر احتياط، دو بنت مخاض و دو ابن لبون و سه بنت لبون و سه حقه خواهد بود، و بايد به همين نحوه تقسيم عمل شود نه فروض ديگر. و نزديكتر به احتياط آن است كه در شبه عمد چهار خلفه ثنيه و سه حقه و سه بنت لبون بدهد.
هفتم- منقله است. و منقله بنابر تفسير جماعتى عبارتست از جنايتى كه معالجه اش نياز به جابهجا كردن استخوان از محلى به محل ديگر داشته باشد، و ديه در آن پانزده شتر است.
هشتم- مأمومه است. و آن شكستن استخوان سر است، به طورى كه آلت به محفظهاى كه همه مخچهها را در خود جاى داده برسد و در اين جنايت يك سوم ديه است، حتى در شتر نزديكتر به احتياط يك سوم است، هر چند كه بنابر اقوى در خصوص شتر اكتفا نمودن به سى و سه شتر است.
در اينجا مسائلى است:
مسأله ١- دامغه و آن جنايتى است كه در آن ضربه، استخوان سر را مىشكند و به محفظه مخ مىرسد و آن را هم پاره مىكند، هر چند كه زنده ماندن طرف بعيد است لكن به فرضى كه زنده بماند، ديهاش از جنايت مأمومه بيشتر است و تعيين آن به ارش است.
مسأله ٢- جائفه كه عبارتست از جنايتى كه ضربه، به جوف بدن برسد. ديهاش بنابر احتياط ثلث ديه است، و تفاوتى در موضع آن نيست، چه شكم باشد و چه سينه، چه پشت و چه پهلو، ولى بعضى از فقهاء جائفه را مختص سر دانستهاند و بنا به گفته آنان جائفه يكى از اقسام شجاج است لكن خلاف اين نظريه ظاهرتر است. و اگر يك جانى جراحت جائفه بر مجنى عليه وارد آورد و جانى ديگر تنها مثلًا حربه خود را در شكاف زخم داخل كند و جراحت را بيشتر نكند، جانى دوم تنها تعزير مىشود. و اگر زخم را از سمت داخل يا خارج وسعت دهد، در اين كارش ارش است. و اگر از هر دو طرف وسعت دهد، جائفه ديگر احداث كرده او نيز ثلث ديه را مىپردازد. و اگر جانى جراحتى به اين نحو وارد آورد كه حربه او از يك طرف در بدن مجنىعليه فرو رود و از طرف ديگر بيرون شود و حربه را از آن طرف بيرون آورد مثل اينكه از طرف سينه او فرو كرده