مباحث حقوقى تحرير الوسيلة - الموسوي البجنوردى، السيد محمد - الصفحة ٢١٣ - كتاب ضمان
و همچنين اگر بگويد ضمانت كردم دين كسى را كه بر يكى از اين ده نفر بدهكار است ولى او را نشناسى و بعداً طلبكار قبول نمايد صحيح است يا اينكه بگويد: ضمانت كردم دينى را كه يكى از اين چند نفر بر اين فرد دارند. و مديون را نشناسد بنابر اقوى ضمانت صحيح است.
مسأله ٣- هرگاه ضمانت تحقق پيدا كند البته با تمام شرايط صحت آن حق از ذمه مضمونعنه به ذمه ضامن انتقال پيدا مىكند و ذمه مضمونٌعنه برى مىشود، پس اگر مضمونله ذمه ضامن را مبرى كرد، ذمه هر دوى آنها (ضامن و مضمونعنه) مبرى مىشود يكى به وسيله ضمان مبرى شده و يكى به وسيله ابراء، و اگر ذمه مضمونعنه را مبرى نمايد، كار بيهودهاى كرده است.
مسأله ٤- ضمان از طرف ضامن لازم است، پس وى نمىتواند بعد از وقوع آن را فسخ نمايد، و همچنين از طرف مضمونله مگر زمانىتر ضامن معسر باشد و او از اعسار او بىخبر بوده باشد، پس مىتواند ضمان را فسخ نمايد و به حق خود كه بر ذمه مضمونٌعنه است رجوع نمايد، ملاك اعسار زمان عقد ضمان است پس اگر بعد از عقد ضمان معسر شود، خيار فسخ ندارد، همچنين اگر در زمان عقد ضامن معسر بوده و بعد از عقد غنى گشته است خيار فسخ مضمون از بين نمىرود.
مسأله ٥- بنابر اقوى شرط خيار براى ضامن و مضمونله جايز است.
مسأله ٦- دينى كه موعد آن رسيده جايز است به صورت بىمدت و بامدت ضمانت كرد، همچنين ضمانت دين مؤجل را مىتوان به صورت با مدّت و يا بى مدّت انجام داد و همچنين جايز است آن را به بيشتر از مدّت آن و به كمتر از آن مدّت نيز ضمانت نمود.
مسأله ٧- اگر كسى بدون اذن مضمونعنه از او ضمانت نمايد حق رجوع به او را ندارد، و اگر ضمانت با اذن او بوده است پس بعد از اداء دين مىتواند به او رجوع نمايد لذا در مدّت ضمان اين حق را ندارد، و تنها مىتواند آن مقدارى كه پرداخت نموده را درخواست نمايد، پس اگر مضمونله نسبت به مقدارى از دين بر ضمان صلح كرده باشد، يا نسبت بر آن مقدار ذمه او را برى نموده باشد، حق رجوع به ميزان آن را به مضمونعنه ندارد.
مسأله ٨- اگر ضمانت به اذن مضمون عنه صورت گرفته باشد، پس همانا برآنچه كه پرداخته حق رجوع دارد و زمانى مىتواند رجوع كند كه سررسيد دين رسيده باشد، پس اگر ضامن دين را جلوتر از موعد آن به مضمون له پرداخت نمايد بايد صبر كند تا موعد دين برسد پس تا آن زمان حق رجوع ندارد. پس اگر از دين مؤجل به صورت حال ضمانت نمايد يا از اين مدّتدار به كمتر از مدّت سررسيد آن، اگر دين را ادا نمود تا زمان