مباحث حقوقى تحرير الوسيلة - الموسوي البجنوردى، السيد محمد - الصفحة ٣١٥ - كتاب احياء موات
كتاب احياء موات
موات به معناى زمين معطّلى است كه در حال حاضر مورد بهره بردارى قرار نگرفته است به اين جهت كه يا آب به آن نمىرسد و يا اينكه از بس به آن آب رسيده، باتلاق شده است و يا به علّتى نظير اينكه شوره زار يا سنگ لاخ است و يا جنگلى است قابل استفاده نيست. و به دو قسم تقسيم مىشود: اوّل زمينى كه از اصل موات است و هيچ گونه سابقهاى نسبت به مالكيت و يا احياء ندارد. هر چند احراز اين خيلى مشكل است كه بتوان فهميد كه اين زمين مدّت زيادى است احياء نشده است و حتى اين كار ممكن نيست، همچنين زمينى كه علمى در مورد آن در بين نباشد كه آيا مالكى دارد يا نه و سابقه احياء دارد يا نه، به همين دسته از زمينها ملحق مىگردد. دوم زمينى است كه موات شده يعنى قبلًا آباد و قابل زرع بوده است و بعداً دچار خرابى و موات گشته است؛ همانند زمينهاى اقوامى كه منقرض شدهاند و آثار شهر و آبادانىهاى آنان برجاست.
مسأله ١- زمينى كه از اصل موات است متعلّق به امام (عليه السلام) است زيرا جزء انفال است امّا در زمان غيبت به هر كسى جايز است با داشتن شروطى آن را احياء نمايد و بنابر اقوا احياء كننده آن، مالك زمين مىگردد، چه اينكه زمين در سرزمين اسلام باشد. چه در سرزمين كفّار، و در اصل زمين خراجى باشد، مانند سرزمين عراق و يا در غير آن چه احياء كننده مسلمان باشد چه كافر.
مسأله ٢- موات به عارض و غير اصلى آن، زمين متروكى است كه سابقه مالكيت و احياء داشته است امّا اكنون مالكى براى آن نيست بر دو قسم است: اوّل زمين متروكى است كه صاحبان آن هم منقرض شدهاند و به سبب مرور زمان بى مالك شده است مانند شهرهاى باستانى، و يا قناتهاى پر شدهاى كه متعلّق به اقوام گذشته است. و آز آنها هيچ اسم و رسمى برپا نيست. و يا هم اكنون نام آن زمينها معروف به زمين فلان شخص يا فلان قوم است كه جز اسم آنها چيزى باقى نمانده است. دوم زمينهايى است كه مانند مورد پيش نيست و از قبل هم آنها را بى مالك مىدانستهاند و به اصطلاح زمين مجهول المالك است.
زمينهاى قسم اوّل، جزء مصاديق انفال است و احياء آن نيز جايز است و هر كس كه آن