مباحث حقوقى تحرير الوسيلة - الموسوي البجنوردى، السيد محمد - الصفحة ٨٥ - سلف (پيش خريد)
بفروشد، به هر حال بايست هنگام محاسبه قيمت هر دو در نظر گرفته شود، و اختلاف قيمتى كه قبلًا داشتهاند را نبايد در نظر گرفت.
مسأله ١٣- اگر شخصى مقدار معينى سكه طلا و نقره به ديگرى (زيد) قرض دهد، و يا آنكه چيزى در مقابل فلان مقدار معين سكه مانند اينكه فلان مقدار ليره به طور نسيه بفروشد، و در روز سر رسيد آن قرض و آن نسيه قيمت سكه بالا رفته باشد، و يا اينكه پايين آمده باشد، فقط عين آن سكه مىتواند مطالبه نمايد و نبايست گرانتر و ارزان تر شدن آن مدنظر باشد.
مسأله ١٤- فروختن يك مثقال نقرهى خالص به ريختهگر به طور مثال در برابر يك مثقال نقره ى قيمتى به اين شرط كه او يك انگشتر براى فروشنده ريختهگرى نمايد جايز است، همچنين جايز است كه اين را نيز بگويد كه: اين انگشتر را براى من بساز تا اين كه بيست مثقال نقره ى مرغوب را در برابر بيست مثقال نقره نامرغوب به تو بفروشم، كه در هيچ يك از اين دو صورت ربا وارد نمىشود، البته به آن شرط كه منظور از اين كار فرار از ربا نباشد.
مسأله ١٥- اگر شخصى ده روپيه را به ليره منهاى يك روپيه بفروشد صحيح است در صورتى كه هر دو بدانند كه نرخ روپيه با ليره از چه نسبتى برخوردار است كه در نتيجه، بفهمند چه مقدار از آن استثناء شده است همچنين به شرطى صحيح است كه منظور از اين داد و ستد فرار از ربا نباشد.
سلف (پيش خريد)
سلف كه آن را سلم نيز مىگويند عبارتست از اينكه چيزى را به عنوان كلى فىالذمه فروشنده به صورت نقد خريدارى نمايد كه بعد از مدتى آن را تحويل بگيرد برعكس نسيه كه جنس در آن نقد ولى بهاى آن بعد از مدتى پرداخت مىگردد. در اين نوع بيع خريدار را مُسلِم با كسره ى لام و ثمن را مُسلَم (با فتحهى لام) و فروشنده را مسلِمٌإليه و كالا را مسلَمٌ فيه مىگويند. اين معامله احتياج به ايجاب و قبول دارد در اين معامله هر كدام از خريدار و فروشنده اين صلاحيت را دارند كه طرف ايجاب و قبول قرار گيرند، اگر فروشنده طرف ايجاب قرار گرفت ايجاب را مانند بيع و لفظ آن تعبير مىكنند و مىگويد يك من گندم با چنين اوصافى را به تو فروختم به اين مبلغ كه بعد از گذشت اين مدت تحويل تو دهم و ديگرى مىگويد قبول كردم و يا مىگويد خريدم و اگر مشترى طرف ايجاب معامله قرار گرفت ايجاب خود را به لفظ سلم يا سلف تعبير مىكند و مىگويد: