مباحث حقوقى تحرير الوسيلة - الموسوي البجنوردى، السيد محمد - الصفحة ٤١٤ - مهريّه
مسأله ٨- اگر شخصى كه مىخواهد زن را عقد نمايد پدر زن را نيز در مهريه شريك قرار دهد، آنچه به عنوان مهريه داده شده است ثابت است و سهمى كه براى پدر زن مشخص گشته ساقط مىشود و او مستحق چيزى نيست.
مسأله ٩- آن رسمى كه در برخى از شهرها مرسوم است كه پدر و مادر عروس چيزى را از داماد مىگيرند و به آن صفت شيربها مىدهند و در برخى در جاهاى ديگر نيز نامى ديگر براى مىگذارند مهريه نيست و حتى جزء آن هم قرار نمىگيرد. بلكه چيزى است كه اضافه بر مهريه از مرد مىگيرند حكم آن اين است كه اگر دادن و گرفتن آن حالت جعاله را داشته باشد. جعاله در مقابل عملى مباح اشكالى در جواز و حليت آن نيست. و حتى اينكه عامل مستحق جعل آن نيز بشود نيز اشكال ندارد. بايست جعل را به او داد و اگر داده نيز نبايست پس گرفته شود. و اگر هم عنوان جعاله نداشته باشد و فقط به خاطر طيب خاطر دختر و خشنود كردن او به ازدواج باشد و فكر كند كه دختر با خوشحالى پدر و مادرش راضى به ازدواج شود و با اين وجود نيز براى داماد طيب خاطر وجود داشته باشد و با رضايت اين پول را بدهد، على الظاهر گرفتن آن جايز است. امّا داماد مىتواند تا آن خرج نشده است از آنها پس بگيرد، حال اگر داماد به دادن آن پول راضى نيست و فقط به خاطر اينكه سنگ اندازى اطرافيان راضى به دادن اين پول شده است، گرفتن و خوردن اين پول حرام است، بر داماد جايز است حتى اگر مال تلف شده است به او رجوع و آن را پس گرفته و اگر نباشد، عوض آن را مطالبه نمايد.
مسأله ١٠- در صورتى كه عقد بدون مهريه واقع گردد و جايز است كه طرفين بعد از عقد بر سر مهريه توافق نمايند و مىتواند معادل مهرالمثل باشد و يا كمتر از آن و يا بيشتر از آن؛ و هر آنچه به آن به توافق برسند حالت مهريه دارد كه در حال عقد ذكر مىشود.
مسأله ١١- جايز است كه مهريه و يا قسمتى از آن را به صورت نقد و مابقى را به صورت نسيه قرار دهند و يا مىتوانند كلًا نسيه و بر ذمّه داماد قرار دهند و در هر زمان و هر كجا كه مدّت آن سرآمد، زن مىتواند مطالبه نمايد. البته به آن شرط كه مرد توانايى پرداخت آن را داشته باشد بلكه زن مىتواند از شوهر خود تا زمان وصول مهريه تمكين ننمايد چه شوهر پولدار و غنى باشد و چه فقير. بله در صورتى كه برخى از مهريه خود را گرفته و مقدارى از آن باقى مانده است و يا همه مهريه به صورت نسيه و مدّتدار باشد، و وقت آن نيز نرسيده باشد، زن نمىتواند تمكين نكند.
مسأله ١٢- جايز است كه در حال عقد مهريه را به صورت اجمالى ذكر نمايند، و تعيين كامل آن را به يكى از دو طرف محوّل نمايند. به اين صورت كه زن در حالت ايجاب بگويد خود را به ازدواج تو آوردم به مهريهاى كه خودت حكم كنى و يا بگويد خودم را به