مباحث حقوقى تحرير الوسيلة - الموسوي البجنوردى، السيد محمد - الصفحة ٣٣٥ - مشتركات
بزرگ است مانند دجله و فرات و نيل و يا نهرهاى كوچك كه هيچ كس در جارى شدن آب داخل آنها دخالت نداشته است مانند چشمه سارها و آب برف و سيلها و ..... يا چشمههايى كه خود به خود از دل كوه بيرون مىآيد ونيز آبهايى كه در آب باران جمع شده در بيابان هستند در استفاده از اينها همه مردم برابر و يكسان هستند، و هر كس هر مقدار از آن را با هر چيزى حيازت نمايد مالك آن مىگردد، و همه اين احكام بر آن ياد مىگردد. چه مسلمان باشد و چه كافر. امّا آب قنات و چاهى كه افراد در ملك خود حفر كردهاند و يا در زمين موات، متعلّق به همان شخص است و هيچ كس حق ندارد بدون اذن مالك آن از آن آب استفاده نمايد، مگر برخى از تصرّفاتى كه در كتاب طهارت آمده است و گفته شد كه بدون اجازه هم جايز است. مالك مىتواند آن آب را به يكى از اسباب شرعى، به ديگرى انتقال دهد چه سبب آن قهرى باشد مانند ارث و چه اختيارى مانند بيع، هبه و صلح و ...
مسأله ٢٥- اگر از آب مباح مانند آب شطّ، نهرى جدا كند، مالك آبى كه در آن نهر جارى است، مىگردد، به هر مقدار كه آن نهر ظرفيت داشته باشد و احكام مالكيت به آن آب جارى مىگردد. همانطورى كه از آب ظرفى بر مىداشت مالك آن مىشد مالكيت آب هم تابع مالكيت نهر است؛ اگر نهر مالك يك نفر باشد آن يك نفر مالك همه آب مىگردد و در صورتى كه گروهى مالك نهر باشند همان افراد مالك آب مىگردند، هر كس به مقدار سهمى كه از نهر آب دارد. پس اگر نصف آن مال يك نفر، ثلث آن متعلق به ديگرى و يك ششم آن هم به ديگرى تعلق داشته باشد، اين سه نفر هر كدام به اندازه سهم خود از نهر مالك آب مىگردند مالكيت آب تابع مالكيت زمين نيست كه هر كس در پايين نهر زمين بيشترى دارد سهم بيشترى هم از آن ببرد. بنابراين، اگر نهر به مساوى بين سه نفر مشترك باشد، هر يك از آنان يك سوم آب نهر را مالك مىشود حتى اگر يكى از آنها مالك هزار جريب زمين و ديگرى يك جريب و سومى پنج جريب زمين باشد. پس آنهايى كه زمين كمترى دارند اگر آب اضافه آوردند، مىتوانند آن را به هر ميزان كه خواستند مصرف كنند. حتى اگر يكى از آنها به طور كلّى زمين نداشته باشد و به جاى زمين آسياب داشته باشد، در استحقاق از آب نهر با دو نفر شريك مساوى و برابر است.
مسأله ٢٦- راه مالك شدن نهر فقط كندن و حفر آن است، البته به قصدِ تملّك و آن هم در زمينهاى مباح كه در كتاب احياء موات گذشت. حال اگر يك نفر آن نهر را صفر نمايد همه آب را مالك مىشود و اگر گروهى باشند، آب به نسبت كارى كه كردهاند مالك مىشوند؛ اگر مساوى باشد مساوى و اگر متفاوت باشد، متفاوت.
مسأله ٢٧- از آنجا كه گفتيم آبى كه در نهر مشترك جارى بين مالكين نهر مشترك است،