مباحث حقوقى تحرير الوسيلة - الموسوي البجنوردى، السيد محمد - الصفحة ٣٣٣ - مشتركات
حق را به خصوص در مسجد مسلّم گرفتهاند. و احتياط در اشغال نكردن جاى ديگران است به خصوص در جايى كه فرد اول به خاطر ضرورتى از مسجد بيرون رفته باشد؛ مانند اينكه خواسته طهارت نمايد و قضاء حاجتى كند و مانند اينها.
مسأله ١٧- گذاشتن رحل كه مقدمه نشستن است بنابر ظاهر مثل خود نشستن است و حق اولويت مىآورد. البته، اين در صورتى است كه رحل او جاى يك نمازگذار را و يا بيشتر از آن اشغال نمايد و نه كمتر از آن باشد. مانند جاى يك مسواك يا تسبيح و .......
مسأله ١٨- بين گذاشتن رحل و آمدن صاحب آن نبايست مدّت زمان زيادى طول بكشد كه آن محل تعطيل شود؛ اگر اين اتفاق افتاد رحل گذاشتن هيچ حقى را اثبات نمىكند. و بر ديگران جايز است كه جاى او را اشغال كرده و به نماز مشغول شوند. البته اين در صورتى است كه رحل او مكان را اشغال كرده و با وجود آن نتوان نماز خواند و اگر اينگونه نباشد، آن را به حال خود مىگذارند. و ظاهراً اگر آن را بردارند ضامن مىشوند تا آن را به صاحبش برسانند؛ همين حكم در جايى كه فرد سابق به كلى اعراض كرده باشد امّا رحلش در آنجا باقى بماند نيز جارى است.
مسأله ١٩- مشاهد مشرّفه انبياء امامان (ع) همه مانند مسجد است؛ زيرا مسلمين در استفاده در آنها نيز برابرند چه آنهايى كه اهل مسجد هستند و چه كسانى كه از جاى ديگر بيايند. هر كس جلوتر جايى از اين مشاهد را تصرف كند هيچ كس حق ندارد او را از آنجا بلند كند. آيا در اين مشاهد زيارت نسبت به غير زيارت مانند نماز در مسجد اولويت دارد، البته اگر قائل به اولويت نماز در مسجد باشيم؟ داشتن اولويت خالى از وجه نيست امّا خيلى هم وجيه نيست. همانطور كه اولويت داشتن كسانى كه از راه دور به زيارت آمدهاند نسبت به كسانى كه مجاور هستند وجه وجيهى ندارد. هر چند سزاوار آن است كه مجاورين، رعايت زائرين را بكنند. و حكم برخاستن از جايى كه گرفته و رفتن و باقى گذاشتن رحل، همان حكمى است كه در احكام مسجد گذشت.
مسأله ٢٠- يكى ديگر از مشتركات مدارس است نسبت به طلّاب علم و يا طايفهاى مخصوص از آنان اگر فقط آن طايفه منظور نظر واقف بوده باشد؛ مانند اينكه واقف مدرسه را وقف طلّاب عرب و يا عجم كرده باشد پس اگر طلبهاى، قبل از طلّاب ديگر در حجرهاى از آن مدرسه سكونت كند، نسبت به ديگران اولويت پيدا مىكند و اين حق تا زمانى كه آن طلبه از آن حجره دورى نكرده است همچنان باقى است. هر چند كه مدّت زمان طولانى در آنجا سكونت كند؛ به جز آنكه واقف براى سكونت در آنجا يك مدّت زمان را معيّن كرده باشد مانند اينكه در وقف نامه نوشته باشد كه بيش از سه سال حق سكونت در آنجا ندارد. پس در اين صورت بعد از تمام شدن سه سال بايست آن حجره