مباحث حقوقى تحرير الوسيلة - الموسوي البجنوردى، السيد محمد - الصفحة ٤٠٢ - گفتارى در كفر
بدهد. اگر هم حاضر نشد هيچ كدام از اين دو كار را انجام دهد، حاكم هم نتواند از مال او گرفته به زن بدهد، و همچنين نتواند او را مجبور به اين كار نمايد، ظاهراً مىتواند اگر زن تقاضاى طلاق داشت او را شخصاً طلاق دهد.
مسأله ١١- در ازدواج زن عرب با مرد عجم اشكالى وجود ندارد، و يا زن هاشمى با مرد غير هاشمى و .... همچنين افرادى كه داراى شأن بالايى هستند با كسانى كه رتبه اجتماعى پائينى دارند، به اين خاطر كه همه آنها مسلمان و هم كفو هستند و مرد مؤمن نيز كفو زن مؤمنه است. و در روايات آمده است كه برخى مؤمنين كفو همديگرند، بله ازدواج با زانى و شرابخوار همانطور كه گذشت مكروه است.
مسأله ١٢- يكى از مسائلى كه باعث حرمت ابدى مىگردد، ازدواج در حال احرام است چه اين ازدواج دائم باشد و چه غيردائم، و چه يكى از آن دو محرم باشند و يا هر دو فرقى ندارد. چه خودشان مباشر باشند چه وكيل گرفته باشند، چه وكيل آنها خودش نيز محرم باشد و يا وكالت در زمان احرام باشد يا نباشد، البته در تمام موارد ذكر شده زمانى حرمت ابدى حاصل مىشود كه محرم، علم به اين حرمت داشته باشد ولى اگر به اين مسأله علم نداشته باشد، و در تمام صورى كه ذكر شد، عقد باطل است ولى حرمت ابدى حاصل نمىشود.
مسأله ١٣- در اينكه گفته شد، نكاح در حال احرام باعث حرمت ابدى است و با نداشتن علم به اين مسأله فقط عقد باطل است، فرق نمىكند كه احرام در حج تمتّع باشد يا عمره و نيز فرقى نمىكند كه براى خودش به حج رفته باشد و يا به نيابت از ديگرى.
مسأله ١٤- اگر ازدواجى در حال احرام صورت گرفته باشد كه زن عالم به حرمت نكاح در حال احرام بوده و مرد از آن بى اطلاع، آيا اين نكاح باعث حرمت ابدى مىگردد؟ دو قول وجود دارد، و احتياط آن است كه باعث حرمت ابدى مىشود بلكه اين نظر خالى از قوت نيست.
مسأله ١٥- به محرم جايز است كه به مطلقه رجعى خود رجوع نمايد و تفاوتى ندارد كه اين طلاق از سر اختيار بوده است يا نه، و يا زن مهر خود را براى طلاق بخشيده باشد و زن به مهر خود رجوع كرده و مرد نيز به او رجوع نمايد و دوباره او را همسر خود قرار دهد، همچنين به محرم جايز است كه مُحِلّ را وكيل نمايد كه فلان زن را بعد از احرام براى او عقد نمايد و حتى جايز است كه محرمى ديگر را براى اين كار وكيل خود نمايد.
مسأله ١٦- يكى ديگر از مواردى كه باعث حرمت ابدى مىگردد لعان است البته يا شروطى كه در قسمت لعان خواهد آمد، لعان عبارتست از اينكه مردى زن خود را متهم به زنا نمايد و ادّعا نمايد كه خود شاهد آن بوده است ولى شاهدى بر اين مدّعا نياورد، و