مباحث حقوقى تحرير الوسيلة - الموسوي البجنوردى، السيد محمد - الصفحة ٥٦١ - فصل اول در نامه يك قاضى به قاضى ديگر
حاكم فلان حكم را كرد، بلكه حتى شهود و ديدن هم لازم نيست اگر يقين به حكم حاكم داشته باشند كافى است كه بتوانند طبق يقين خود شهادت دهند و شهادتشان مسموع است.
مسأله ٦- برخى گفتهاند اگر دو شاهد در مجلس دعوا حضور نداشته باشند و حاكم واقعه را و صورت حكم را و نام طرفين دعوا و نام پدرانشان را و صفات و خصوصيات آنها را براى دو شاهد تعريف كند شرح دهد و آن دو را شاهد بگيرد بر حكم خود، اولى اين است كه شهادت آن دو نزد حاكم ديگر مسموع است و بايد حاكم ديگر شهادت آن دو را قبول كند، چون همانطور كه حكم وى مورد قبول باشد، اما عدم قبول اقرب است، مگر آنكه عادل ديگر ضميمه حاكم اول شود در اخبار به صورتجلسه، آن وقت قابل قبول است، بلكه حتى اگر حاكم اول بعد از آنكه در مجلس خصومت حكم خود را صادر كرد يك بار هم در حضور دو شاهد حكم صادر كند، باز جواز شهادت آن دو به حكم به طور اطلاق يعنى بدون تصريح به اينكه حكمىكه شنيدهاند در مجلس خصومت نبوده مشكل و بلكه ممنوع است، و اما شهادت به طور تقيد و تصريح به اينكه بگويند اين حكمى كه ما بر صدور آن از ناحيه حاكم شهادت مىدهيم، حكمى است كه انشاى آن در مجلس خصومت نبوده و يا حكمى رافع خصومت نبوده، هر چند چنين شهادتى جايز است اما انفاذ آن براى حاكم ديگر مشكل بلكه ممنوع است.
مسأله ٧- تفاوتى در تمامى آنچه كه گفتيم بين اينكه حكم حاكم در بين دو طرف نزاع با حضور آن دو صادر شده باشد يا در غيابشان وجود ندارد، البته بعد از آنكه مدعى اقامه بينه كرد، بنابراين تحمل شهادت در هر دو صورت و اداى آن و شرايط قبول يكى است، و دو شاهد به ناچار بايستى تمامى خصوصيات مدعى و مدعىعليه و شيئى مورد نزاع (مدعىبه) را طورى حفظ كنند كه ابهامى باقى نماند، و نيز آن دو شاهدى كه مدعى نزاع آورده نام و نشان و همه خصوصياتشان را كه مورد حاجب است حفظ كنند هم در حكم حضورى و هم در حكم غيابى، و در عين اينكه حاكم حكم خود را عليه غايب صادر كرده غايب بر حجت خود باقى است (يعنى بعد از حضور مىتواند از خود دفاع نمايد.)
مسأله ٨- اگر به خاطر اينكه شهود ماجراى محكمه حاكم اول را درست و صحيح براى حاكم دوم ضبط نكرده، امر براى حاكم دوم مشتبه شود و ماجرا ابهام داشته باشد، حكم را متوقف مىكند تا شايد آن دو شاهد به خاطر بياورند، و يا با شهادت دو شاهد ديگر مسأله برايش روشن شود.
مسأله ٩- اگر حاكم اول بعد از آنكه در واقعهاى حكم را صادر كرد از دنيا برود و يا شرطى از شرايط قاضى را از دست بدهد، مثلًا ديوانه شود، اين دگرگونى او ضررى به