مباحث حقوقى تحرير الوسيلة - الموسوي البجنوردى، السيد محمد - الصفحة ٥٧٣ - صفات شهود
مسأله ٥- خويشاوندى مانع از قبول شهادت نيست و اينكه شاهد پدر مدعى و يا پسر اوست باعث نمىشود شهادتش بر نفع يا بر ضرر او مورد قبول نباشد، بلكه شهادت پدر و پسر بر نفع يا ضرر يكديگر و شهادت برادر بر نفع يا ضرر برادرش و شهادت ساير خويشاوندان براى يكديگر قبول مىشود، و در شهادت شوهر اين شرط معتبر نيست كه وى با خود شخص عادلى داشته باشد، و اما اعتبار اين شرط در شهادت زوجه وجهى دارد لكن وجيهتر عدم اعتبار آن است، ثمره اين بحث در موردى ظاهر مىشود كه زن در امر وصيت به نفع شوهر خود شهادت دهد، پس اگر زن شهادت دهد بر اينكه پدر شوهرم مثلًا وصيت كرد فلان مال را به شوهرم بدهند، در اين حالت اگر ضميمه را معتبر بدانيم و شهادتش را نپذيريم چيزى ثابت نمىشود و اگر ضميمه را در شهادت او معتبر ندانيم و در نتيجه شهادت خودش به تنهايى را بپذيرم يك چهارم آن مال به شوهرش داده مىشود زيرا براى ثبوت همه مال شهادت چهار زن لازم است.
مسأله ٦- شهادت دوست به نفع يا ضرر دوستش قبول است حتى اگر كه صداقت بين آن دو بسيار مؤكد و دوستىشان شديد و محكم باشد، و اين دوستى باعث نمىشود كه شهادت يكى براى ديگرى قبول نشود، و نيز شهادت ميهمان به نفع و ضرر ميزبان قبول است حتى اگر نسبت به او علاقه و گرايش شديد داشته باشد، حال آيا شهادت اجير به نفع كسى كه او را اجير كرده است، قبول است يا نه؟ دو قول وجود دارد كه اقرب از آن دو، قول دوم است، بله اگر اجير در حال اجاره حادثه را مشاهده كرده و بعد از تمام شدن مدت اجاره مىخواهد اداى شهادت كند در اينجا شهادتش قبول مىشود.
مسأله ٧- كسى كه شهادتش به خاطر صغير بودن و يا فسق يا كفر مورد قبول نيست، اگر در همان حال يعنى در كودكى و در حال فسق و حال كفر واقعهاى را مشاهده كند و آنگاه كه به حد بلوغ رسيد، يا فسقش به اتمام رسيد و يا اسلام آورد و همهى شرايط شهادت را دارا شد، و دوباره براى آن حادثهاى كه ديده بود اقامه شهادت كرد شهادتش مورد قبول است، و همچنين اگر در حال وجود يكى از آن سه مانع شهادت داد و قبول نشد و پس از زوال مانع دوباره همان شهادت را تكرار كرد باز هم شهادتش قبول است، و در اين حكم فرقى نمىكند كه فاسق يا كافر باطنى باشد يا ظاهرى.
مسأله ٨- همين كه شخصى از كسى اقرارى را و يا هر سخنى ديگرى كه داراى حكم است را بشنود شاهد مىشود، هر چند كه مشهودله يا مشهودعليه از وى نخواسته باشند كه شاهد شود، پس در شاهد شدن اين قيد معتبر نيست كه كسى انسان را شاهد قرار دهد و از او بخواهد كه براى اين ماجرا شاهد باشد، پس اگر صاحب حق در آن حادثه بتواند بدون شهادت خواستن از او حق خود را بگيرد، مختار است مىتواند شهادت