مباحث حقوقى تحرير الوسيلة - الموسوي البجنوردى، السيد محمد - الصفحة ٥٧٠ - صفات شهود
نباشند تا شهادت بدهند، اما اين قيد كه صاحب وصيت حضور نداشته باشد در اعتبار شهادت ذمىمعتبر نيست، در وطن هم كه باشد اگر از عدول مؤمنين كسى نباشد كه وصيت او را گوش كند و تحمل نمايد شهادت ذمىنيز پذيرفته مىشود، و كسى كه از اهل ايمان است و لكن فاسق هست ملحق به ذمىنيست كه در نتيجه آن شهادت او اعتبار نداشته باشد، و اما اينكه مسلمان غير مؤمن يعنى سنى آيا ملحق به ذمى نباشد؟ بعيد نيست ملحق باشد. و اما مؤمن جامعالشرايط شهادتش عليه تمامى ملل معتبر است، و شهادت كافر حربى كلا پذيرفته نيست. حال آيا شهادت اهل هر ملتى بر ملت خودش قبول مىشود يا نه؟ روايتى درباره آن وارد شده كه شيخ قدس سره به آن عمل كرده است.
چهارم- عدالت است و عدالت حالتى است كه آدمى را از اينكه خداى تعالى را نافرمانى كند باز مىدارد، بنابراين شهادت كسى كه مرتكب گناه كبيره مىشود و يا در گناه صغيره اصرار و تكرار دارد قبول نيست، بلكه اگر نگوييم اقوى حداقل نزديكتر به احتياط آنست كه كسى كه گناه صغيره را انجام مىدهد را نيز ملحق به فاسق بدانيم مگر آنكه توبه كرده باشد و عدالت او به ظهور رسيده باشد.
مسأله ١- شهادت كسى كه با شيعه در يكى از اصول عقايد مخالف باشد قبول نمىشود، بلكه شهادت كسى كه با يكى از اصول عقايد مخالف باشد قبول نيست، بلكه شهادت كسى كه يكى از ضروريات اسلام را انكار نمايد نيز پذيرفته نمىشود همانند اينكه بگويد نماز يا حج يا امثال اينها واجب نيست، هر چند كه ما منكر ضروريات دين را كافر ندانيم و هر چند كه انكارش از روى عناد نباشد بلكه به علت شبهه باشد، و اما كسى كه به خاطر شبهه نه به علت لجاج و عناد مخالف حكمى غيرضرورى از فروعات احكام باشد شهادتش قبول است هر چند كه اعتقادش مخالف با اجماع باشد.
مسأله ٢- كسى كه نسبت زنا به مسلمانى داده و لعان هم نكرده و شاهدى نيز بر اين ادعاى خود اقامه نكرده است و طرف هم به زنا اقرار نكرده، شهادتش قبول نمىشود مگر آنكه توبه كرده باشد، و حد توبه او اين است كه خودش را تكذيب كندو بگويد دروغ گفتم، و به اين شرح كه نزد همه آنهايى كه نزد آنها نسبت زنا به آن شخص داده بگويد من خطا كردم و آن شخص زنا انجام نداده است، و يا در جايى كه همه مردم شهر در آنجا جمع هستند و يا در نزد آن دو نفر خود را تكذيب كند، و اگر واقعاً راست گفته باشد و عمل زنا را ديده باشد ولى شاهد نگرفته تا بتواند اثبات كند كه در اين صورت تكذيب خودش دروغ است و دروغ از گناهان كبيره است، لاجرم ناچار است از اينكه توريه كند، و بعد از آنكه خودش را تكذيب كرد توبه نمايد، شهادتش قبول مىشود.