مباحث حقوقى تحرير الوسيلة - الموسوي البجنوردى، السيد محمد - الصفحة ٦٩١ - گفتار در اقسام قتل
انجام دهد كه غالباً كشنده نيست و با آن عمل قصد قتل هم نداشته باشد، مثل اينكه به منظور ادب كردن او را با شلاق و يا امثال آن بزند و تصادفاً همان زدن سبب مرگ طرف شود (اين چنين قتل، عمدى نيست چون نه قصد كشتن داشته و نه عملى مرتكب شده كه غالباً كشنده است خطائى هم نيست چون فرض كرديم آنچه كرده با قصد كرده است) و از همين باب طبابت است كه مصادف با مرگ بيمار بشود، البته در مورد معالجه اطبا وقتى قتل بيمار قتل شبه به عمد است كه معالجه به مباشرت طبيب صورت بگيرد، و يا از همين باب است ختنه كردن در فرضى كه آلت ختنه بيش از مقدار لازم را قطع كند، و نيز از اين قبيل است كتككارى از روى دشمنى البته به مقدارى كه غالباً كشنده نيست و به شرطى كه قصد كشتن هم نداشته باشد.
مسأله ٦- مواردى هم كه جانى هم قصد كشتن داشته و هم عمل كه غالباً كشنده است را انجام داده ولكن خطائى در تطبيق داشته ملحق به شبه عمد است، مثل اينكه شخصى را عمداً به قتل برساند به اعتقاد اينكه همان كسى است كه حاكم خونش را هدر كرده، و يا به اعتقاد اينكه قاتل پسر او همين شخص است و به جهت قصاص از خون فرزندش او را به قتل رسانيده بعد معلوم شود كه نه، مقتول آن كسى است كه خونش هدر شده و نه آن كسى است كه مثلًا خون فرزند وى را ريخته، و يا به اعتقاد اينكه حيوان روبهرو آهو است تير بيندازد بعد معلوم شود كه آهو نبوده بلكه انسانى بوده است.
مسأله ٧- قتل خطائى محض كه آن را خطاى بدون ترديد نيز مىگويند عبارتست از موردى كه مرتكب نه قصد عمل را دارد و نه قصد قتل را نه مىخواهد به سوى انسانى تيراندازى كند و نه قصد قتل او را دارد، مثل كسى كه شكارى را از دور ديد و به سوى او شليك كرد اما همين كه تير رها شد شخصى كه بين او و شكار در گودالى بود بالا آمده و تير قبل از رسيدن به شكار به آن شخص اصابت نمايد، و يا سنگ را براى مصرف شخصى خود از كوه غلط دهد و لاشهاى از آن به كسى اصابت كند و او را بكشد، و از همين موارد خطاى محض است آن صورتى كه تيرى به سوى انسان مهدورالدمى بيندازد و به ديگرى اصابت كند و او را از پاى درآورد.
مسأله ٨- مواردى هم كه معيار قتل عمدى وجود دارد يعنى هم قصد قتل در كار هست و هم عملى كه غالباً كشنده است انجام داده لكن شخص مرتكب يا كودك نابالغ است و يا ديوانه، شرعاً ملحق به قتل خطائى محض است.
مسأله ٩- عمد و خطا و عمد شبيه به خطا همانگونه كه در قتل جريان دارد در اعضاء نيز جريان دارد، پس زخمىكردن و نقص عضو وارد آوردن نيز عمدى و خطائى و شبه عمدى دارد.