مباحث حقوقى تحرير الوسيلة - الموسوي البجنوردى، السيد محمد - الصفحة ٥٣٠ - گفتار در صفات قاضى
مسأله ٩- اگر حاكم براى استماع دعواى مدعى يا جواب منكر به او، يا براى استماع شهادت احتياج پيدا كند به مترجم، بايد مترجم دو شاهد عادل باشد.
گفتار در صفات قاضى
مسأله ١- قاضى بايستى چند شرط را داشته باشد:
اول بلوغ، دوم عقل، سوم ايمان، چهارم عدالت، پنجم اجتهاد مطلق، ششم مرد بودن، هفتم طهارت مولد هشتم اينكه بنابر احتياط حافظهاش قوى باشد و فراموشى بر او غالب نباشد، بلكه اگر نسيان او به حدى است كه ديگر نمىشود به بيان او اعتماد كرد اقوى اين است كه جايز نيست قضاوت كند، و اما اينكه سواد نوشتن داشته باشد در اعتبارش حرف است، شرط دهم كه آن نزديكتر به احتياط است اينكه نابينا نباشد هر چند عدم اعتبار اين شرط خالى از وجه نيست.
مسأله ٢- صفات دهگانه بالا وجودش در يك قاضى به چند روش ثابت مىشود: اول به وجدان و علم و اطلاع خود انسان، دوم از طريق شيوع، البته شيوع به حدى كه علم و حداقل اطمينان بياورد، سوم به شهادت دو شاهد عادل، البته در مورد دو صفت اجتهاد و اعلميت دو شاهد عادل بايد اهل خبره باشند.
مسأله ٣- دارا بودن قاضى شرايط دهگانه قضا را، بايستى براى هر دو طرف دعوى ثابت شده باشد، پس اگر براى يكى از دو طرف ثابت شده و براى ديگرى ثابت نشده باشد نمىتوانند مرافعه نزد او ببرند.
مسأله ٤- حكم كردن قاضى به فتواى مجتهد ديگر اشكال دارد، چارهاى نيست جز اينكه طبق رأى خود حكم كند نه رأى ديگران هر چند كه ديگران از او اعلم باشند.
مسأله ٥- اگر هر يك از مدعى و منكر فردى را براى داورى و قضا انتخاب كند غير آن فردى كه ديگرى انتخاب كرد، بعيد نيست بگوييم انتخاب مدعى مقدم است البته اين در فرضى است كه قاضى موردنظر مدعى با قاضى مورد نظر منكر در علم مساوى باشند، و الا اگر يكى از ديگرى اعلم است او را بايد انتخاب كنند چه مورد نظر مدعى باشد و چه مورد نظر منكر، و اگر هر دو هم مدعى باشند و هم منكر يعنى مدعى باشند از جهتى و منكر باشند (به جهتى ديگر) بايد به قرعه مراجعه كنند و به وسيله قرعه قاضى براى حل اختلاف را معين كنند.
مسأله ٦- اگر يكى از افراد ملت كه قاضى حاكم بر آنهاست عليه خود قاضى ادعايى داشته باشد و دعوى خود را نزد قاضى ديگر ببرد آن قاضى دعوى وى را مىشنود و