مباحث حقوقى تحرير الوسيلة - الموسوي البجنوردى، السيد محمد - الصفحة ٣٢٠ - كتاب احياء موات
در صورتى كه فرض بر اين باشد كه اگر حلقههاى پايين قنات در صورتى در كمتر از آن فاصله حفر شود چون پايينتر هستند آب قنات اوّل را مىكشد، بايد اين فاصله آن قدر باشد كه اين باعث اضرار نشود.
مسأله ١١- روستايى كه در سرزمين موات بنا شده است، حريم دارد و هيچ كس نمىتواند آن حريم را احياء نمايد در صورتى هم كه اين كار را انجام داد، مالك آن نمىگردد. اين حريم عبارتست از؛ مقدار زمينى كه با مصالح روستا و اهل آن وابستگى دارد، مانند اينكه راه رفت و شد آن روستا هست و يا محل سيلاب و يا محل رفتن زبالههاى آنجاست و محل اجتماع روستائيان است. و يا محل چراندن اقسام و يا ذخيره هيزم و .... است. منظور از روستا هم جايى است كه خانه و يا اطاقهايى را كنار هم ساخته باشند و جمعيّتى هم در آنجا ساكن باشد، و اين كلمه فقط شامل مزرعه نمىشود پس مزرعه كه عبارتست از يك يا چند قطعه زمين زراعى و باغ متصل به هم ولى خالى از خانه محل سكونت شامل حريم نمىگردد. پس در صورتى كه شخصى قناتى در بيابان حفر نمايد و زمينى را به مقدارى كه آب قنات بتواند آن را سيراب نمايد احياء كند، و آن زمين هم با آب قنات درخت غرس نمود. و زراعت كند، زمينهاى موات مجاور آن زمين، حريم آن زمين نيست؛ چه برسد به اينكه تپهها و كوههاى مجاور آن جزء حريم گردد. حتى اگر بعداً آن زمين را به روستا تبديل نمايد مشكل است بگوييم كه آن روستا حريم دارد. بله، اگر روستا را در مجاور و كنار مزرعه بسازد، ظاهراً حريم براى آن اثبات مىگردد. و بعيد نيست كه برخى از اقسام حريم مانند حريم چراگاه هم براى او ثابت شود. در غير اين فرض، مزرعه هم براى خود حريمى دارد كه عبارتست از مقدار زمينى كه مزرعه به آن احتياج دارد، از قبيل محلِّ رفت و آمد و خرمن گاه و مهار بند اقسام و محل جمع آورى كود و .........
مسأله ١٢- حد مرتع كه حريم روستا و جاى چريدن، و محل جمع آورى سوخت روستاست. عبارت از مقدار زمينى است كه اهل روستا به حسب عادت به آن احتياج دارند، به طورى كه كسى از آنها ممانعت كند از اين كار در مضيقه قرار مىگيرند. معلوم است كه اين حريم به حسب مقدار جمعيت روستاها متفاوت است؛ زيرا حيوانات آنها هم تعدادشان متفاوت است، به همين سبب جهت مقدار حريم و طول و عرض آن هم متفاوت است.
مسأله ١٣- اگر در نزديك روستا و يا شهر، زمين مواتى موجود باشد كه حريم آن شهر و روستا است. از موافق آن شمرده نمىشود و به هر كس جايز است كه آن را احياء نمايد اين حق فقط به ساكنان آن روستا و يا شهر اختصاص ندارد، حتى آنها اولويت هم ندارد.