مباحث حقوقى تحرير الوسيلة - الموسوي البجنوردى، السيد محمد - الصفحة ٧٢٧ - مقصد دوم در جنايت بر منافع است
مىگيرند. و ظاهراً منظور از حدث همان بول و غائط است نه باد، كه اگر تنها باد از او خارج شود ديهاش ارش است.
فرع پنجم- اگر كسى دختر بكرى را با انگشت افضاء كند به طورى كه مثانه او پاره شود و نتواند بول خود را نگه بدارد، هم خونبهاى او را مىدهد و هم مهريه زنان مثل او را.
مقصد دوم در جنايت بر منافع است
و اين چند مورد است:
مورد اول- عقل است. و ديه آن يك ديه كامل است و اما اگر در اثر جنايت عقل طرف به كلى زائل نشود ولى ناقص بشود ديهاش ارش است ولى در جنايتى كه موجب زوال عقل و يا نقصان آن شود، قصاص نيست.
مسأله ١- در زايل شدن يا نقصان عقل بين اينكه به خاطر ضربه بر سر او يا جاى ديگر او پيدا شده باشد و يا به علتى ديگر، تفاوتى نيست پس اگر او را بترساند و اين سبب از بين رفتن عقل طرف شود، بايد تمامىخون بهاى او را بپردازد و همچنين اگر از راه سحر و جادو آسيبى به عقل طرف برساند.
مسأله ٢- اگر جنايتى بر بدن كسى وارد آورد، مثلًا سر او را بشكند، يا دستش را قطع كند و همين سبب از بين رفتن عقل او بشود، ديه اين دو جنايت تداخل نمىكنند بلكه هم ديه سرشكستن را بايد بدهد و هم ديه از بين بردن عقل او را. و در روايتى صحيح آمده اگر هر دو جناتى به يك ضربت واقع شود، ديهها تداخل مىكنند و گرنه، نه. لكن اصحاب از اين روايت اعراض كرده و به آن عمل نكردهاند و با اين حال نزديكتر به احتياط مصالحه است.
مسأله ٣- اگر در اثر جنايتى عقل طرف زايل شود و جانى ديه او را پرداخت كند و سپس عقل او به حال اول برگردد، در اينكه جانى بتواند ديه را پس بگيرد محل تأمل است. هر چند كه برگشتن و به ارش رجوع كردن اشبه به واقع است.
مسأله ٤- اگر جانى و ولى مجنى عليه اختلاف كنند، جانى بگويد عقل او، نه زائل شده و نه نقصان پذيرفته و ولى مجنى عليه بگويد زائل شده و يا ناقص گشته مرجع تشخيص، پزشكان اهل خبرهاند و در اعتبار قول اهل خبره بنابر احتياط، هم عدالت معتبر است و هم اينكه دو نفر باشند. ممكن هم هست مردم عادى او را آزمايش كنند، يعنى حال خلوت و غفلتش را زير نظر بگيرند، ببينند كار عقلا را مىكند يا كار ديوانگان را، اگر ثابت شد كه اختلال پيدا كرده كه همان است، و اگر وصفش روشن نشد نه از ناحيه اهل خبره،