مباحث حقوقى تحرير الوسيلة - الموسوي البجنوردى، السيد محمد - الصفحة ٢٧٠ - حبس
گوسفند و يا گاوى را در نظر مىگيرند و با الفاظى كه بين آنها متعارف است به زبان مىآورند و از اين كار قصد دارند كه حيوان دچار آفت نشود هر چه كه مثلًا گوساله به دنيا آورد، در راه خدا آن را قربانى نمايد. ظاهراً وقف نيست و باطل است زيرا شرايط صحّت وقف را ندارد.
بحث پايانى
اين بحث بر دو دسته شامل مىشود اوّل حبس و آنچه به آن ملحق مىشود، دوم صدقه.
حبس
مسأله ١- جايز است كه شخص مال و ملك خود را به هر چيزى كه بتوان وقف نمود، حبس نمايد، بدين معنا كه منافع آن دو مصرف مورد او هزينه شود، بنابراين اگر ملك خود حبس نمايد كه منافع آن به مصرف محلهاى مانند كعبه و يا مشاهد و مساجد شود در صورتى كه حبس به صورت مطلق باشد و يا دوام آن را تأكيد كرده باشد، آن ملك براى هميشه حبس گشته است و بعد از آنكه آن را به قبض داد، ديگر نمىتواند پس بگيرد، و بعد از او هم ملك به وارثش داده نمىشود، امّا اگر براى آن مدّتى ذكر كرده باشد، تا زمانى كه مدّت آن تمام نشده است نمىتواند به آن برگشت نمايد و بعد از اينكه مدّت آن به اتمام رسيد مال خود به خود و ملك او باز مىگردد و اگر نباشد به وارثش مىرسد، حال اگر ملك براى شخص معين حبس نمايد اگر مدّت معين شده باشد مانند اينكه بگويد تا زمان حيات آن شخص، ملك تا پايان مدّت در حبس مىماند حتى اگر خود حبس كننده فوت نمايد. امّا در صورتى كه مدّت براى حبس ذكر نكرده باشد، در اين صورت تا زمان حيات حبس كننده، لازم است، و بعد از فوت او ملك به ارث مىرسد. همچنين در جايى كه حبس به جهات عامه مانند حبس بر فقراء، حبس شده باشد، اگر قدرت معين شده باشد، تا پايان آن حبس لازم است و بعد از آن به اموال حبسكننده باز مىگردد و يا به ارث مىرسد. و در صورتى كه مدّت معيّن نشده باشد، تا زمانى كه حبس كننده زنده است، حبس به صورت لازم است.
مسأله ٢- اگر حق سكونت در خانه را براى كسى قرار دهد، به اين معنا كه او در آن خانه حق سكونت داشته باشد، مالكيت خانه مال خود اوست و به اين عمل حق سكنى مىگويند. چه براى آن مدّت ذكر كرده باشند و يا نه مانند اينكه بگويد تو را در خانه خود سكنى دادم و يا بگويد حق سكنى خانه من از آنِ تو و مدت آن معلوم باشد و آن را براى