مباحث حقوقى تحرير الوسيلة - الموسوي البجنوردى، السيد محمد - الصفحة ٢٨١ - كتاب وصيت
مسأله ٢٦- اگر ورثه تنها برخى از مقدارى را كه زايد بر ثلث مال است را اجازه نمايند تنها به همان مقدار نافذ است؛ و وصيت زائده به آن باطل است.
مسأله ٢٧- اگر برخى از ورثه وصيت زائد بر ثلث اموال را اجازه كردند و برخى ديگر آن را رد نمودند، وصيت تنها نسبت به كسانى كه اجازه دادهاند نافذ و نسبت به ديگران غير نافذ است. پس اگر صاحب وصيت يك پسر و يك دختر داشته باشد و وصيت نمايد كه نصف مال را به زيد بدهيد مال او هيجده قسمت مىشود و وصيت پدر تا حد شش سهم كه ثلث همه اموال است نافذ است و نسبت به زائد به ثلث كه سه سهم است احتياج به اجازه پسر و دختر دارد. اگر پسر اجازه نمايد از سه سهم دو سهم ديگر آن صحيح است در نتيجه هشت سهم به عمل به وصيت پدر خرج مىشود و نسبت به سهم دختر باطل است. و اگر دختر امضاء نمايد و پسر رد نمايد وصيت پدر نسبت به يك سهم نافذ است پس هفت سهم به زيد مىرسد و نسبت به دو سهم پسر باطل مىگردد.
مسأله ٢٨- اگر عين مال معين را وصيت كرده باشد. مانند اينكه صد دينار را وصيت كرده باشد، به اين صورت محاسبه مىكنند كه آن عين و يا آن صد دينار چه نسبتى با كل اموال او دارد، و اين مقايسه بايد با اموال در حال مرگ او صورت بگيرد، نه اموال او در حال وصيت كردنش، بنابراين اگر به عين مالى وصيت كرده كه قيمت آن برابر با نصف همه اموال او در تاريخ وصيت اوست لكن به علّتى همان مال در حال مرگ او برابر با ثلث همه اموال او شد وصيّت او نسبت به آن مال نافذ است. و امّا اگر عكس اين قضيه اتفاق افتاد وصيت فقط به ميزان ثلث آن نافذ است، و هيچ هم اشكالى ندارد. فقط در جايى مشكل است كه نصف مشاع يا ثلث و ربع آن را وصيت كرده باشد مانند اينكه بگويد در ثلث مال من بعد از مرگ از آنِ زيد باشد سپس بعد از مرگ نيز اموال ديگرى به دست او آيد، در اين صورت آيا وصيّت شامل آن اموال نيز مىشود يا نه؟ به خصوص اگر اموالى باشد كه انتظار به دست آوردن آن نباشد، ظاهراً قصد از گفتن ثلث مال با در نظر گرفتن حال آن اموال است و اگر وصيت به آن صورت نمىگرفت همه آن به وارث مىرسيد پس اموالى است كه حين وصيت داشته اگر نشانهاى باشد كه دلالت به اين كند كه مقصود او اموال در حال وصيت بوده همان اموال را حساب مىكنند و اگر موجود نباشد اموال زمان فوت را حساب مىكنند.
مسأله ٢٩- اجازه وارث زمانى تنفيذ محسوب مىگردد كه همراه با گفته و يا عملى باشد كه بر آن رضايت آنها دلالت نمايد و فقط رضايت باطنى آنها كافى نيست.
مسأله ٣٠- فوريّت در اجازه ورثه شرط نيست.
مسأله ٣١- اموالى كه با مرگ ميّت حاصل مىآيد مانند اينكه كسى او را كشته باشد كه