مباحث حقوقى تحرير الوسيلة - الموسوي البجنوردى، السيد محمد - الصفحة ٤٦٧ - كتاب خلع و مبارات
مسأله ٨- اگر زن در برابر عوض معين از شوهر تقاضاى طلاق كند و بگويد مرا در مقابل فلان مبلغ طلاق يا خلع بده، و مرد در پاسخ بگويد انت طالق و يا انت مختعله بكذا آيا به صرف اين تقاضا و پاسخ طلاق يا خلع واقع مىشود يا نه؟ محل اشكال است بنابراين احتياط ترك نشود به اينكه زن بعد از كلام مرد بگويد قبلت.
مسأله ٩- در تحقق خلع دادن شرط است كه فديه به عنوان عوض داده شود و در فداء جايز است هر چيزى داده شود كه داراى ماليت باشد چه عين باشد و چه دين و چه منفعت، چه كم باشد و چه زياد هر چند بيشتر از مهرى باشد كه در عقد نكاح معين شده باشد، حال اگر آن فديه عين مالى باشد كه حاضر است مشاهده آن كافى است و اگر مالى باشد كلى در ذمه و يا مالى معين ولى غايب باشد بايست جنس و وصف و مقدار آن را مشخص شود بلكه بعيد نيست كه امور در فديه وسيعتر و گسترده از اين باشد، يعنى مثلًا چيزى در صندوق در بستهاى باشد كه بعداً مقدارش و ميزان آن مشخص و معلوم مىشود همانند اينكه زن بگويد تو مرا طلاق بده من هر چه كه در اين صندوق است به تو مىدهم البته به اين شرط كه مرد يقين داشته باشد به اينكه چيزى در صندوق است كه ماليت دارد، و همچنين صحيح است فديه را مهريهاى قرار دهد كه زن بر ذمه مرد دارد و از او طلبكار است هر چند كه فعلا ندانند چه مقدر است بلكه در مثل فديه بنابر اقوى علم قبلى هم نباشد صحيح است مثل اينكه زن مقدارى مال و يا مهر از شوهر طلب داشته و هنوز حساب نكردهاند تا بدانند چه مبلغ است، و اين نيز صحيح است كه فديه را شير دادن كودكشان قرار دهند البته با تعيين مدت مانند اينكه زن بگويد مرا طلاق بده من يك سال كودك تو را شير مىدهم و بعيد نيست در تعيين مدت، تاريخى مانند زمان رسيدن ميوههاى باغ يا بازگشت حاجيان را نيز قرار دهد صحيح باشد، و اگر فديه را كلى در ذمه قرار دادند مانند اينكه زن به شوهر بگويد مرا طلاق بده و من در مقابل يك خروار گندم به تو خواهم داد. همچنين جايز است آن را به صورت نقد و بدون مدت قرار دهند و هم نسيه و با مدت، و اگر با مدت قرار دادند بايد تاريخ پرداخت آن مثل آنچه در بالا گفته شد، معين شود.
مسأله ١٠- فديه دادن هم از ناحيه زن صحيح است و هم از سوى وكيلش به اين معنا كه وكيل زن از طرف او و از مال معينى از او و يا مالى در ذمه او به شوهر او بدهد و طلاقش را بگيرد، حال آيا اين نيز صحيح است كه ضامن فديه آن را با اذن زن در ذمه خود بگيرد نه در ذمه زن و پس از پرداخت آن به مرد آن را از زن مطالبه كند به اين صورت كه زن به شخصى بگويد: از شوهر من تقاضا كن مرا طلاق بدهد و در مقابل هزار تومان مثلًا از تو بگيرد و وقتى پول را به او دادى و طلاقم را گرفتى آن را از من بگيرى و آن شخص نيز هم