مباحث حقوقى تحرير الوسيلة - الموسوي البجنوردى، السيد محمد - الصفحة ٢٥٤ - كتاب وقف
واجد شرايط وقف باشد مىتوان وقف نمود و وقف آن صحيح است از قبيل خانه، زمين و لباس و اسلحه و آلاتى كه منافع مباح دارد مانند درخت، قرآن، كتاب، زيورآلات و حيوانات حتى سگ كه داراى شرايط مملوكيت است و هم چنين گربه و ... را مىتوان وقف نمود.
مسأله ٣٢- لازم نيست عين موقوفه همان زمان قابليّت انتفاع داشته باشد، بلكه همين كه اين استعداد را داشته باشد كافى است حتى اگر مدّت زمانى به درازا به بينجامد. پس وقف گوساله و كرّه اسب و يا نهالستان كه بعد از چند سال مىتوان منافع آن را استيفاء كرد. صحيح است.
مسأله ٣٣- منفعت مقصوده در وقف اعم از منفعت مقصوده در عاريه و اجاره و ... است.
پس شامل نمائات و نتايج آن نيز مىشود. پس وقف كردن درخت براى ميوه آن و يا گوسفند براى چشم آن و شير آن و بَرّه آن، صحيح است.
مسأله ٣٤- وقف به موقوف عليهم به دو قسم تقسيم مىشود. يك وقف خاص كه عبارتست از وقف بر شخص و يا اشخاص خاص و معين مانند وقف واقف بر فرزندانش و يا بر زيد و فرزندان او. دوم وقف عام است كه عبارتست از وقف براى جهتى و مصلحتى عام مانند مسجد، پل، كاروانسرا و .... و يا بر يك عنوان كلّى مانند وقف بر فقراء و ايتام و مانند آن.
مسأله ٣٥- در وقف خاص بايست موقوف عليهم حين عقد وقف موجود باشند. پس وقف بر كسى كه هنوز به وجود نيامده صحيح نيست و يا حتى كسى كه به زودى به دنيا مىآيد و يا حتى بر جنينى كه هنوز در رَحِم مادر است. مراد از وقف ابتدايى وقفى است كه هنوز موقوف عليهم آن به وجود نيامده باشد، و يا كسى هم از آن طبقه موجود نباشد.
بنابراين اگر متكى را براى فرزندش كه مترجم مادر است به همراه ساير طبقهاىهايش كه اكنون موجوداند وقف نمايد و يا بر فرزندش كه هنوز در رحم مادر است به اضافه ورثه طبقه دوم او كه موجودند به طورى كه اگر فرزند به دنيا بيايد آنها نيز شريك وقف باشند، بدون هيچ اشكالى صحيح است. هم چنين اگر اموال خود را بر اولادش و فرزندى كه هنوز به دنيا نيامده است وقف نمايد صحيح است چه اين كه بعدىها را شريك موجودين نمايد و يا اينكه بين آنها و اينها فرقى بگذارد. بلكه لازم نيست كه در هر زمان موقوف عليه موجود متولد شده باشد، پس اگر بر فرزندش و نوهاى كه هنوز به دنيا نيامده است وقف نمايد و پدر او (فرزند واقف) قبل از به دنيا آمدن فرزندش فوت نمايد، موقوف عليهم همان فرزندى است هنوز به دنيا نيامده است. پس شخصى كه وقف كردن او صحيح نيست آن كسى است كه اصلًا وجود ندارد و يا به صورت حمل