مباحث حقوقى تحرير الوسيلة - الموسوي البجنوردى، السيد محمد - الصفحة ٢٧٦ - كتاب وصيت
كتاب وصيت
وصيت يعنى سفارش براى بعد از مرگ و آن سه قسم است. اوّل تمليكى، دوم عهدى سوم فكّى، وصيت تمليكى مانند اينكه بگويد بعد از مرگ من فلان چيز را به زيد بدهيد «وصيت عهدى مانند اينكه وصيت نمايد كه مرا بعد از مرگ غسل و كفن و دفن كنيد. يا برايم حجّ و يا نماز به پاداريد. و فكى يعنى چيزى كه در قيد مالكيت اوست از مالكيت او رها سازيد مانند اينكه وصيت نمايد بعد از مرگ من فلان برده را آزاد نماييد.
مسأله ١- زمانى كه نشانههاى مرگ در انسان معلوم و مشخص مىگردد، بر او واجب است كه تمامى اموالى را كه از مردم گرفته و يا چيزهايى كه به عنوان امانت نزد اوست به صاحبان آن باز گرداند، و واجبات را كه ترك كرده و از خالق بر عهده اوست ادا نمايد. در صورتى كه كفارهاى بدهكار است آن را پرداخت نمايد و ديون بدون وقت را كه بر ذمه اوست بپردازد. و اگر اين كار براى او ميسّر نيست واجب است كه وصيّت نمايد كه وصى احوال را به صاحبان آنها برساند و براى اين كار شاهد بگيرد، به خصوص زمانى كه ورثه از آن اموال خبر ندارند. همچنين بايد وصيّت نمايد كه حقوق مالىاى كه به ذمه دارد را بپردازند؛ چه مال مردم باشد مانند ديه، ارش و .... و چه مال معبود باشد مانند خمس و زكات و كفارات، هم چنين بر او واجب است كه براى آن چه كه واجب بدنى و نيابت پرداز از او فوت شده، وصيت كند كه كسى را نايب و يا اجير كنند، تا اينكه نماز و روزههاى فوت شدهاش را قضاء نمايد. البته اينها بر كسى واجب است كه پسر بزرگى نداشته باشد اگر كه پسر بزرگ دارد همه آنها واجب است اما اگر پسر بزرگ او اين صلاحيت را ندارد و يا اين عبادات از او درست نيست و يا اطمينان به انجام آنها توسط پسر بزرگ ندارد، بايد وصيت نمايد.
مسأله ٢- اگر اموال و حقوق مالى و واجبى بر ذمه اوست اما اطمينان دارد كه ورثه او آنها را به صاحبان اصلىاش مىرسانند ديگر واجب نيست كه اين كار را خود انجام دهد و يا وصيت نمايد هر چند كه به احتياط نزديكتر است كه خود آن را انجام دهد.
مسأله ٣- هر عبارتى را كه دلالت بر آن كند از الفاظ به هر لغتى كه باشد، كافى است و لفظ خاصى ندارد، پس در وصيت تمليكى همين كافى است كه بگويد: من براى فلانى