مباحث حقوقى تحرير الوسيلة - الموسوي البجنوردى، السيد محمد - الصفحة ٦٤٤ - آنچه موجب و سبب قصاص است
وسيله كشته نشود ليكن جراحت گازگرفتگى سرايت نكند و فرد بميرد اين عمل عمد است و بر او قود (قصاص) مىباشد.
مسأله ٢٧- اگر مارى كه سم كشنده دارد براى نيش زدن فردى بيندازد، به اين وسيله كه مار را بگيرد و قسمتى از بدن فرد را در دهان مار بگذارد اين عمل قتل عمد است و بر او قود (قصاص) است و همچنين است اگر مار كشنده را روى فردى پرت كند پس مار فرد را نيش بزند و وى به هلاكت برسد. و نيز همچنين است اگر فرد و مار را در جاى تنگى قرار دهد كه فرار فرد از آن مكان ممكن نباشد يا بين مار و كسى كه به جهت ضعف مانند مريضى يا كوچكى يا زيادى سن نتواند از مار فرار كند، جمع كند؛ پس حتماً در تمام اينها و همچنين مانند اينها قود (قصاص) وجود دارد.
مسأله ٢٨- اگر سگ درندهاى را كه غالباً كشنده است به طرف فردى تشويق و وادار كند پس سگ فرد را بكشد بر او قود (قصاص) است و همچنين است اگر قصد قتل فرد را نسبت به اين كار بكند حتى اگر سگ غالباً كشنده نباشد يا حال او معلوم نباشد حتى اگر اميد به قتل وى داشته باشد، اين عمل عمد است.
مسأله ٢٩- اگر فردى را به سمت ماهى بيندازد پس ماهى او را ببلعد بر او قود است. و اگر فرد را به دريا بيندازد تا ماهى او را بكشد پس ماهى او را پس از وصول به دريا ببلعد بر او قود (قصاص) است، اگرچه قصد او اين نبوده كه با بلعيدن ماهى، كشته شود بلكه قصدش غرق شدن او بوده است. و اگر او را به دريا بيندازد و قبل از رسيدن او به دريا برسنگ و مانند آن بخورد پس كشته شود ديه بر او است و اگر قبل از رسيدن به دريا ماهى او را ببلعد ظاهراً بر او قود (قصاص) است.
مسأله ٣٠- اگر فردى را مجروح كند سپس درندهاى او را گاز گرفت و هر دو زخم سرايت كرد و منتهى به موت فرد شد پس بر واردكنندهى جراحت قصاص است ليكن با برگرداندن نصف ديه و چنانچه ولى دم مصالحه نمايد با فرد واردكنندهى جراحت بر دادن ديه پس بر وى است نصف ديه مگر اينكه سبب گاز گرفتن درنده همان واردكنندهى جراحت باشد كه در اين فرض بر وى قصاص است بدون رد نصف ديه و در صورت عفو ولى دم از قصاص و مصالحه به ديه بر وى است تمام ديه.
مسأله ٣١- اگر فردى را مجروح كند سپس درندهاى وى را گاز بگيرد سپس مارى او را نيش بزند بر او قصاص است البته با رد دو سوم ديه. و اگر نسبت به ديه مصالحه كند يك سوم آن بر او است و همچنين. و از آنچه كه ذكر شده وضع و حال در همهى موارد اشتراك حيوان با انسان در قتل، آشكار مىشود.
مسأله ٣٢- اگر فردى چاهى بكند و نفر سومى شخصى را به آن بيندازد، پس قاتل او