مباحث حقوقى تحرير الوسيلة - الموسوي البجنوردى، السيد محمد - الصفحة ٣٣٧ - مشتركات
نباشد و به اين خاطر هم مابين مالكين نزاع در افتد و هر كس بخواهد كه قبل از ديگرى آب را بگيرد آن كس مقدّم است كه قبل از ديگران زمين خود را احياء كرده است البته اين در صورتى است كه مؤخّر و مقدّم آنان معلوم باشد. و معيار و ملاك آب بردن احياء است نه نزديكى و دورى به محل آب. اما اگر معلوم نباشد كه كدام يك زودتر احياء كردهاند كسى ملكش به آب نزديكتر است و بالاتر از همه آنها قرار دارد، آب را اوّل مىبرد. و همين گونه تا فرد آخر، هيچ يك از مالكين حق ندارند آب را بر روى زمين خود نگه دارند. كسى كه درزمين خود نخل كاشته است نبايست آب از پشت پاى او تجاوز نمايد هر چند جوازش تا بالا آوردن تا ساق نيز خالى از قوت نيست و اگر درخت ديگر كاشته نبايست بيش از قدم بالا بيايد و اگر زرع كرده نبايد بيش از پشت انگشت پا شود.
مسأله ٣٠- نهرهاى ملكى كه از رودخانههاى بزرگ گرفته شدهاند در صورتى كه بين مالكين آنها درگيرى و نزاع رخ دهد، و رودخانه هم نتواند در يك زمان تمام آن نهرها را پر از آب كند، همانند مسأله قبل عمل مىگردد و ....
مسأله ٣١- اگر نهر ملكى كه مشترك است، احتياج به لايه روبى پيدا كند و نياز به اصلاح و ديوار بندى پيدا كرده و مانند اين كارها؛ در صورتى كه همه مالكين بر اين كار اقدام كنند كه مخارج آن بين آنها به نسبت مالكيّت بر نهر تقسيم مىشود. حال چه به اختيار خود عمل كرده باشند و چه از ناحيه شرع و حاكم و يا قاهرى، الزام شده باشند؛ مانند اينكه نهر متعلّق به عدهاى صغير و ديوانه باشد كه آنها تحت ولايت حاكم هستند و ولىّ هم تعمير آن را واجب بداند اگر برخى اقدام كنند و برخى اقدام نكنند، ممتنع از آن به اين كار اجبار نمىشود و اقدام كنندگان هم حقّ ندارند كسانى را كه اقدام نكردهاند را به پرداخت هزينهها اجبار نمايند؛ مگر آنكه خودشان اقدام را درخواست كرده باشند و گفته باشند كه اگر شما اين كار را انجام دهيد ما سهم خود را از هزينهها پرداخت مىكنيم. بله، اگر نهر بين فرد كامل و فرد قاصر مشترك باشد، و تعمير نهر هم بدون مشاركت فرد قاصر ممكن نباشد و كامل به تنهايى از عهده هزينههاى آن بر نيايد؛ در اين صورت، بر ولىّ قاصر واجب است كه در صورت مصلحت مولّى عليه خود، سهم مولّى عليه را به شركاء بدهد تا نهر تعمير گردد.
مسأله ٣٢- يكى از مشتركات ديگر، معدن است. معدن يا روى زمين ظهور دارد، به اين معنى كه استخراج از آن نيازى به كندن كوه ..... ندارد. همانند معدن نمك، قير و گوگرد و .... يا معدنى كه روى زمين و ظاهر آن نيست و نياز به حفارى و كندن زمين وارد؛ مانند معدن طلا، نقره، مس، قلع، و يا نفت كه استخراج آن نياز به حفر چاه دارد. و در اين دوران نيز بيشتر همين طور است. معادنى كه ظاهر هستند به وسيله حيازت ملك انسان