مباحث حقوقى تحرير الوسيلة - الموسوي البجنوردى، السيد محمد - الصفحة ٢٢٠ - كفالت
كفالت
كفالت عبارت است از التزام شخص به حاضر كردن ديگرى براى شخصى كه حقى بر گردن او دارد. اين عقد بين كفيل و مكفول له كه همان صاحب حق است واقع شود.
ايجاب از طرف كفيل به هر لفظى كه دلالت به اين مقصود نمايد واقع مىشود مانند اينكه بگويد بنده كفيل هستم براى تو براى فلان شخص و يا بگويد بنده كفيل هستم كه ديگرى را براى تو حاضر كنم و مانند آن و قبول آن نيز از مكفول له به هر چه كه دلالت به رضايت او نمايد واقع مىشود.
مسأله ١- در كفيل بلوغ، عقل، اختيار، و دارا بودن توانايى احضار مكفول شرط است امّا در مكفول له بلوغ و عقل شرط نيست بنابراين كفالت براى كودك و مجنون در صورت قبول ولى آنها، صحيح است.
مسأله ٢- اشكالى در اعتبار رضايت كفيل و مكفولله وجود ندارد، و بنابر اقوى رضايت مكفول معتبر است. زيرا او طرف عقد وكالت نيست. بله در صورت رضايت او احكامى به عقد كفالت اضافه مىشود و احتياط اعتبار دادن به رضايت اوست و اينكه او را طرف عقد بدانيم به گونهاى كه بگوييم عقد كفالت از يك ايجاب و دو قبول از طرف مكفول له و مكفول صورت مىپذيرد.
مسأله ٣- هر كس كه حق مالى بر گردن دارد، كفيل بدن او شدن جايز است و لازم نيست مبلغ دين او را نيز بداند، بله شرط است كه آن دين بر ذمه طرف ثابت شده باشد، و طورى باشد كه ضمانت از آن صحيح باشد، پس اگر كسى كفيل ديگرى شود كه او به هيچ كس بدهكار نيست، اين كفالت باطل است، حتى اگر سبب بدهكارىاش موجود شده باشد، مانند كسى كه گفته باشد، هر كس فلان كار را براى من انجام دهد، فلان مبلغ را به عنوان دستمزد به او مىدهم، امّا كسى تا اين زمان به اين درخواست و جعاله عمل نكرده است، كه در اين حالت سبب بدهكارى ايجاد شود و تا به حال كسى به آن عمل نكرده است تا او بدهكارش شود، بنابراين كفالت براى حاضر كردن او صحيح نيست، هم چنين كفالت كردن براى كسى كه بايد در مجلس شرعى حاضر شود نيز صحيح است مانند اينكه كسى عليه او نزد حاكم ادّعايى كرده باشد هر چند كه هنوز اقامه بيّنه نكرده باشد، بنابراين كفالت از اين شخص صحيح است، همچنين كفالت از كسى كه محكوم به مجازاتى شده است نيز صحيح است. زيرا حقى از حقوق بر گردن او ثابت شده است، مانند كسى كه محكوم به قصاص شده است امّا كفيل شدن براى كسى كه حقى از حقّاللَّه