مباحث حقوقى تحرير الوسيلة - الموسوي البجنوردى، السيد محمد - الصفحة ٧١٨ - دهم در ديه دو دست است
نهم: در ديه دو فك پايين است
مسأله ١- اگر هر دو استخوان فك پايين كسى را ريشه كن كند بايد ديه كامل بدهد و اگر يكى را از بين ببرد نصف آن را يعنى پانصد دينار. و منظور از دو فك، دو استخوانى است كه از زير گوش چپ و راست شروع شده و در چانه به يكديگر متصل مىشوند و دندانهاى پايين روى اين دو استخوان مىرويد.
مسأله ٢- اگر جانى قسمتى از اين دو، و يا يكى از اين دو استخوان را قطع كند مساحت آن با مساحت همه استخوان سنجيده مىشود و اگر يكى از آن دو و قسمتى از ديگرى را قطع كند براى آن يكى نصف ديه و براى آن يك قسمت به حساب مساحتش ديه مىپردازد.
مسأله ٣- آنچه گفتيم در جايى است كه استخوان فك بدون دندان كنده شود مثل استخوان فك كسى كه دندان ندارد و اما اگر با دندان كنده شود ديه دندانها هم اضافه مىشود و چنان نيست كه تداخل كنند.
مسأله ٤- اگر جنايتى بر هر دو استخوان وارد آورد كه جويدن غذا به طور ناقص انجام يابد و يا خود استخوانها ناقص شوند ديه آن به ارش و ارش است.
دهم: در ديه دو دست است
مسأله ١- در قطع هر دو دست ديه كامل است و در قطع هر يك نصف آن، چه دست راست باشد و چه دست چپ، كسى هم كه در اصل خلقت و يا به خاطر عارضهاى يك دست دارد، در قطع يك دست او نيز نصف ديه است.
مسأله ٢- دستى كه در قطع آن ديه هست حدش بند مچ يعنى بندى است كه كف دست را به ساق متصل مىكند. بنابراين اگر دستى از اين نقطه قطع شود، نصف ديه در آن است هر چند كه انگشتان در آن واقع باشد كه هر يك براى خود ديه دارد، لكن هرگاه از مچ قطع شود همان ديه دست را دارد و ديه انگشتان را ندارد، و اما اگر تنها انگشتان قطع شود ديه آن پانصد دينار است كه نصف ديه مىشود.
مسأله ٣- اگر چنين دستى كه انگشتانش قطع شده بوده، نوبتى ديگر كف آن نيز قطع شود در آن ارش است، چه اينكه در اصل خلقت بدون انگشت بوده باشد و يا انگشت داشته لكن به خاطر آفتى و يا جنايتى قطع شده باشد.