مباحث حقوقى تحرير الوسيلة - الموسوي البجنوردى، السيد محمد - الصفحة ١٨٣ - احكام بدهكارى
بپردازد آيا بر داين واجب است كه اين را بپذيرد؟ دو وجه بلكه دو قول وجود دارد كه اقوى قول دوم است مگر اينكه از نشانهها اينگونه برآيد كه مدت تنها براى اين است كه بر بدهكار آسان گرفته شود نه اينكه حقى براى طلبكار باشد كه در اين صورت اگر بدهكار نخواهد اين ارفاق را قبول كند واجب است كه بدهى را بپردازد.
مسأله ٣- گفتيم در صورتى كه بدهكار خواست كه دين خود پرداخت نمايد بر طلبكار واجب است كه آن را قبول نمايد و در صورتى كه از قبول امتناع كرد حاكم او را اجبار مىكند، البته اين در صورتى است كه بدهكار نزد او شكايت كرده و خواسته باشد كه طلبكار را به قبول اجبار نمايد امّا درصورتى كه حاكم نباشد بدهكار بدهى خود را طورى در دسترس او قرار مىدهد كه عرفاً تحويل دادن به طلبكار تلقى شود. در صورتى كه اين كار را انجام دهد ذمهى خود را برى كرده است و اگر هم تلف شود ضمان ندارد. امّا اگر نتواند بدهى را كاملًا در اختيار او قرار دهد مىتواند آن را به حاكم تحويل دهد كه در اين حالت برى الذمه مىشود. آيا بر حاكم واجب است كه اين را قبول كند يا نه؟ اين محل تأمل و اشكال است اگر حاكمى پيدا نشد آيا بدهكار مىتواند آن كلى در ذمه را در مال خود تعيين نمايد و آن را از مال خود كنار گذاشته يا نه؟ اين هم محل تأمل و اشكال است.
و اگر طلبكار غايب باشد و بدهكار نيز بخواهد بدهى خود را پرداخت نمايد و ذمهى خود را برى سازد بايد آن را به حاكم برساند امّا در وجوب قبول توسط حاكم همان اشكال قبل موجود است ودر صورتى كه حاكم نباشد آن بدهى همچنان در ذمهى او باقى خواهد ماند تا آن را به خودش و يا قائم مقام او برساند.
مسأله ٤- اداى دين تبرعاً جايز است چه مديون زنده باشد و چه مرده. با اين كار ذمهى مديون برى مىشود حتّى اگرخود او اجازه نداده باشد و حتّى اگر هم منع كرده باشد. بر طلبكار نيز واجب است كه آن را قبول نمايد.
مسأله ٥- دين كه بر ذمهى مديون است به صرف اينكه آن را معين نمايد از مال او جدا نمىشود مگر زمانى كه آن را به طلبكار بدهد، در مسألهى سوم هم گفتيم كه در صورتى كه طلبكار از قبول آن سر باز زد صرف اين كار كه بدهكار آن را از مال خود معين كرده و جدا سازد كافى نيست و اين كار محل تأمل و اشكال است، پس در صورتى كه فرضاً شخص ده تومان بدهكار است و آن را از جيب خود بيرون آورد و در دست بگيرد و به طرف طلبكار برود تا پول را به او بدهد و در همين حين نيز پول تلف شود پول خودش تلف شده است نه پول طلبكار بنابراين بدهى هنوز بر ذمهى اوست.
مسأله ٦- بدهى مدتدار با مرگ بدهكار، حال مىشود امّا اگر طلبكار فوت نمود حال نمىشود بنابراين اگر طلبكار بميرد ورثه بايد منتظر باشند تا مدت طلب به سر آيد. پس