مباحث حقوقى تحرير الوسيلة - الموسوي البجنوردى، السيد محمد - الصفحة ٢٠١ - صغر سن
و خشن در قسمت عانه. بنابراين موى نرمى كه در برخى اطفال ديده مىشود علامت بلوغ نيست. ٢- خروج منى در بيدارى يا در خواب يا در جماع و ... ٣- سن: سن بلوغ در پسرها پانزده سال تمام و در دختران با تمام شدن نه سال و وارد شدن به سن ده است.
مسأله ٤- حجر از كودك به صرف بالغ شدن زايل نمىشود، بلكه بايد به حد رشد برسد و سفيد هم نباشد.
مسأله ٥- ولايت در تصرف در مال طفل و مراعات مصالح او با پدر و جد پدرى است و در صورتى كه آنها وجود نداشته باشند از طرف قيمى كه يكى از آنها انتخاب كردهاند كه او عبارتست از وصى يكى از آن دو نفر كه او را ناظر بر امور صغير قرار داده باشند. و در صورتى كه قيّم نداشت حاكم شرع ولىّ اوست. امّا مادر، جد مادرى و برادر هر چه بالاتر رود و ساير اقارب ولايتى بر او ندارند. اما به ظاهر اين است كه در صورتى كه حاكم شرعى وجود نداشته باشد مؤمنين داراى وصف عدالت بر صغير ولايت دارند.
مسأله ٦- ظاهراً عدالت در ولايت پدر و جد پدرى شرط نيست پس براى حاكم ولايتى بر صغير نيست حتى اگر پدر و جد پدرى صغير فاسق باشند. لكن اگر بر حاكم به قرائن روشن ظاهر شود كه فسق آن دو به ضرر حال صغير است مىتواند آنها را از ولايت عزل نمايد و از تصرف از اموال صغير منع كند. بر او نيز واجب نيست كه تفحص نمايد كه آيا عملكرد آنها ضررى به حال صغير دارد يا نه.
مسأله ٧- پدر و جد پدرى كه در ولايت از يكديگر مستقل هستند. پس تصرف سابق بر ديگرى يكى از آنها نافذ است و تصرف لاحق بر اذن سابق ديگرى لغو و بيهوده است. در صورتى كه تصرف با هم باشد تصرف كدام يك مقدم است؟ ترجيحى در بين نيست بنابراين هر دو باطل است و در اين مورد وجوهى بلكه اقوالى وجود دارد كه احتياط ترك همه است.
مسأله ٨- ظاهراً فرقى بين جد نزديك و دور نيست. پس اگر صغير پدر، جد پدرى و پدر جد را با هم داشته باشد همه آنها بر صغير ولايت دارند.
مسأله ٩- جايز است ولى صغير ملك او را در صورتى كه او محتاج است بفروشد، در صورتى كه فروشنده پدر و جدّپدرى باشد حاكم معامله را ثبت مىكند حتى اگر براى او ثابت نشده باشد كه اين كار به مصلحت صغير است. امّا در غير آن دو مانند وصى معامله قبل از اثبات رعايت مصلحت نزد حاكم ثبت نمىشود بنا بر احتياط، و اگر وثاقت او مورد وثوق باشد اقرب جواز ثبت آن است.
مسأله ١٠- بر ولى جايز است كه با مال صغير مضاربه و بضاعه نمايد البته به آن شرط كه عامل مورد وثوق و امانت باشند. پس اگر به ديگرى دهد ضامن است.