منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٩٨
علت همه گير شدن اين كار ناروا در ميان قبيله بنى تميم اين بود كه قبيله ياد شده،از پرداخت ماليات به «نعمان بن منذر» خوددارى كردند و او براى سركوبى آنان به سرزمين آن ها لشگر كشيد. چهارپايان آن ها را غارت كرد و زنان را به اسارت برد.
پس از چندى، مردان قبيله براى جلب خشنودى نعمان، به حضور اوبار يافتند و درخواست كردند كه اسيران بنى تميم را كه غالباً دختر بودند، آزاد كند.وى گفت: اختيار با دختران است، آنان مى توانند در خانه هاى «اسير كننده خود» بمانند و مى توانند همراه پدران خود به وطن خويش بازگردند. همه دختران، بازگشت به وطن را همراه پدر، بر اقامت در آن منطقه ترجيح دادند، جز دختر «قيس بن عاصم» كه ماندن نزد اسيركننده را برگزيد. اين كار بر قيس گران آمد; از اين جهت عهد كرد، از آن به بعد، اگر داراى دخترى شد، در همان نوزادى به زندگى او خاتمه دهد.[١]وى به دنبال اين جريان در طول عمر خود، هفده دختر را، زنده به گور كرد وكار او براى ديگران الگو گرديد. رفتار قيس و كردارش از يك نوع مردانگى كاذب سرچشمه مى گرفت. وبه قول «آلوسى»[٢] از مزيد و شدت «غيرت» و اين كه مبادا از جانب دختران ننگ و عارى دامن آنان را بگيرد و دختران آنان با افراد ناباب يا پست ازدواج نمايند، دختران خود را در دوران كودكى سر به نيست مى كردند و به خاطر يك انگيزه ناموسى (هرچند غلط)، انسانى را مى كشتند.
[١] شرح حديدى، ج١٣، ص ١٧٥.
[٢] بلوغ الارب فى معرفة أحوال العرب، تأليف سيد محمود شكرى آلوسى بغدادى، ج٣، ص٤٢.