منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢١٠
كه هم پيمان مسلمانان بودند شكستند، پيامبر نيز پيمان خود را ناديده گرفت.
هرگز شكستن پيمان، به بهانه اين كه پيمان مايه از دست رفتن يك رشته منافع است، جايز نيست. و چنين انديشه هايى مجوز ناديده گرفتن پيمان ها نمى شود.
ب: آن گاه كه حاكم اسلامى از خيانت دشمن بترسد وقرائن و شواهد بر سوء نيت و نقشه هاى غلط دشمن گواهى دهد، حاكم اسلامى مى تواند پيمان را به هم بزند و طرف را مطلع سازد. چنان كه مى فرمايد:
(وامِّا تخافنَّ مِنْ قَوم خِيانةً فَانْبِذ إلَيْهِمْ عَلى سَواء انّ اللّهَ لا يُحبُّ الخائنينَ):«اگر از خيانت گروهى بترسى، به آنان به عنوان مقابله اعلام كن كه پيمانشان لغو شده است خدا خيانت كاران را دوست نمى دارد».[١]
تفاوت مهمى كه اجتماع اسلامى با ديگر گروه ها دارد اين است كه، براى اجتماعات ديگر جز حفظ منافع مادى زودگذر، چيزى مطرح نيست; لذا تا لحظه اى كه عهد و پيمان به حال آنان سودمند باشد و منافع آنان را تضمين كند، با تمام قدرت در حفظ آن مى كوشند; امّا وقتى به سود آنان نباشد ويا ضررهايى متوجه آنان شود به بهانه هاى گوناگون آن را ناديده مى گيرند و از آن شانه خالى مى كنند; ولى جامعه اسلامى كه هدفى جز نشر معنويت و احياى اصول انسانى و گسترش مهر و محبت ندارد، به هيچوجه نمى تواند پيمان خود را بشكند; بلكه بايد تا پاى جان از آن پاس دارى نمايد. در اين زمينه قرآن مى گويد: تا طرف به پيمان خود وفادار است شما نيز وفادار باشيد، بلافاصله مى گويد:(إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ المُتَّقينَ)[٢] اين نگاهى دارد به اين كه عمل به پيمان،
[١] انفال/٥٨.
[٢] توبه/٧.