منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٢١
آميزش هاى نامشروع زن و مرد را، «فاحشه» مى نامد، چون:
(وَلا تَقْرَبُوا الزِّنا إِنَّهُ كانَ فاحِشَةً وَ ساءَ سَبِيلاً) :«به زنا نزديك نشويد حقا كه كار بد و روش زشتى است».[١]
و يا عمل قوم لوط را «فاحشه» مى خواند ومى فرمايد:
(أَتَأْتُونَ الْفاحِشةَ ما سَبَقكُمْ بِها مِنْ أَحَد مِنَ العالَمينَ):«چرا چنين كار زشتى را انجام مى دهيد كه پيش از شما كسى آن را انجام نداده است».[٢]
همچنين متّهم كردن زنان پاكدامن، «فاحشه» مى شناسد:
(إِنَّ الّذينَ يُحِبُّونَ أَنْ تَشيعَ الْفاحِشةَ فِى الّذينَ آمَنُوا لَهُمْ عَذابٌ أَليمٌ...): «آنان كه انتشار خبر زشت را درباره افراد با ايمان دوست دارند، براى آنان عذاب دردناك است».[٣]
خلاصه اگر قرآن اين سه مورد را، «فحشاء» مى نامد، نه به اين دليل است كه واژه «فحشاء» كاربردى جز اين سه ندارد; بلكه به خاطر اين است كه دامنه كارآيى اين واژه بسيار گسترده است. و اين سه مورد، از نمونه هاى آن كلى مى باشد. همان طور كه يادآور شديم، بسيارى از گناهان ناگوار، مى تواند مصداق آن باشد; حتى اعمالى مانند: آدم كشى، نزديكى به مال يتيم و غيره.[٤]
[١] اسراء/٣٢.
[٢] اعراف / ٨٠.
[٣] نور / ١٩.
[٤] لفظ «فحشاء» در قرآن ٧ بار و «فاحشه» ١٣ بار و «فواحش» ٤ بار وارد شده است. و در موارد زيادى در معنى وسيع به كار رفته و گاهى هم در عمل جنسى، اعم از مخالف و موافق به كار رفته است. و لفظ «زنا» با تمام مشتقات خود ١٠ بار در قرآن وارد شده است.