منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٦
نهايت تذلل صورت بگيرد، مثلاً شخص، خضوع خود را به صورت سجده انجام دهد وفرض اين است كه فرشتگان چنين كارى نكردند هم چنين گفته مى شود: مقصود از سجده بر آدم، همان قبله قرار دادن آدم است نه سجده حقيقى بر آدم. در عين حال، هر دو انديشه باطل است; زيرا سجده را به خضوع تفسير كردن، كاملاً خلاف ظاهر و باور عرفى است و در لغت و عرف از اين كلمه همان سجده اصطلاحى را مى فهمند، نه خضوع.
اگر آدم تنها قبله گاه آنان بود، ديگر جايى براى اعتراض شيطان نمى ماند كه بگويد:(... ءَأسجُدُ لِمَنْ خَلَقْتَ طِيناً)[١]:« آيا بر موجودى كه از گل آفريده اى سجده كنم؟».
زيرا هرگز لازم نيست كه قبله اشرف از سجده كننده باشد تا براى اعتراض او مجالى باشد، بلكه آن چه لازم است بايد مسجود اشرف از ساجد باشد و از آن جا كه آدم در نظر شيطان افضل و برتر نبود; از اين رو به اعتراض برخاست.
بنابراين، مفهوم آيه جز اين نيست كه به فرمان خدا، واقعاً ملائكه بر آدم سجده كردند و او به فرمان خداوند، قبله گاه فرشتگان شد. و فرشتگان هم بيشترين كرنش را به آدم نشان دادند; ولى او را عبادت نكردند.
٢. ونيز: (وَ رَفَعَ أَبَويهِ عَلَى العَرْشِوَ خَرُّوا لَهُ سُجَّداً وَ قالَ يا أَبَتِ هذا تَأْوِيلُ رُؤْياىَ مِنْ قَبل قَدْ جَعَلَها رَبّى حَقّاً ...)[٢] : «يوسف پدر و مادر خود را به بالاى تخت برد و آنان (همراه برادران) بر يوسف سجده كردند يوسف به پدر خود گفت، اى پدر(سجده اين گروه) تعبير خواب پيشين من است كه خدا به آن واقعيت بخشيد».
[١] اسراء / ٦١.
[٢] يوسف / ١٠٠.