منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٤٥
باشد، از باب نمونه :آن جا كه قرآن مى خواهد در مورد بزرگ ترين جباران جهان و ستمگران دوران سخن بگويد و اين كه چگونه اراده الهى بينى اين گروه را به خاك مذلت ماليد و آنان را محو و نابود ساخت، از قدرتمندترين ستمگران جهان سخن مى گويد. و زندگى فرعون و نمرود را دست مايه بحث قرار مى دهد. اوّلى لاف خدايى مى زد و مى گفت: (أَنَا رَبّكم الأَعلى)[١] «من پروردگار برتر شما هستم».و كودكان را سر مى بريد و زنان را به اسيرى مى گرفت[٢] و پيوسته با داشتن سرزمين وسيع مصر و آب هاى جارى و گنج ها و خزائن فراوان، خود سرى مى كرد و قوم خود و پيروانش را به استعمار فكرى مى كشيد.[٣] دومى ادعاى الوهيت داشت و تصور مى كرد كه مى تواند زنده كند و بميراند و به نقل تواريخ، پيامبر خدا «ابراهيم» را در دل آتش افكند.
هنگامى كه قرآن در كشمكش هاى عقل و نفس سخن مى گويد و صحنه مبارزه اين دو نيروى انسانى را ترسيم مى كند، داستان يوسف و زليخا را مطرح مى سازد كه بزرگ ترين نمونه براى مبارزه عقل و نفس است.
زمانى كه قرآن مى خواهد نمونه بارزى از بانوان مترقى و پرهيزگار را نشان دهد به شرح زندگى دختر عمران «مريم» كه زير نظر پيامبر عظيم الشأنى مانند زكريا[٤] پرورش يافته بود، مى پردازد. و در جاهايى از قرآن به فضايل انسانى و سجاياى اخلاقى وى اعتراف مى كند و او را برترين زنان عصر خود مى خواند[٥]
[١] نازعات/٢٤.
[٢] >>يذبح أبنائهم و يستحيى نسائهم<< (قصص/٤).
[٣] به سوره زخرف آيه هاى ٥١ـ٥٤ مراجعه بفرماييد.
[٤] آل عمران/٣٧.
[٥] آل عمران/٤٢.