منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٢٦
آن مذمت شده است; زيرا از ياد بردن آن ها حاكى از آن است كه فرد گنهكار، لغزش خود را كوچك شمرده و آن را ناچيز تلقى كرده است و همين امر سبب مى شود كه انسان بار ديگر با سهولت به همان گناه باز گردد; در حالى كه گناه روح انسان را دچار تيرگى و آلودگى مى كند، نبايد بدان رو كند. قرآن در اين مورد مى فرمايد:
(وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ ذُكِّرَ ب آياتِ ربِّهِ فأَعرضَ عَنْها وَنَسِىَ ما قَدَّمَتْ يَداهُ...) : «كيست ستمگرتر از آن كس كه آيات خدا به او تذكر داده شود، آن گاه از آن روى گرداند و كارهاى زشتى را كه قبلاً انجام داده است فراموش كند».[١]
آسان ترين پى آمد از ياد بردن گناهان، همان طور كه گفته شد، آسان شدن بازگشت به آن است; از اين جهت قرآن چنين شخصى را ستمكارترين فرد خوانده كه قبل از همه، به خودستم روا مى دارد.
٢. نسيان خدا
خطرناك تر از فراموشى جرايم ، از ياد بردن خدا است، خدايى كه سرچشمه هستى بوده و بندگان خود را در برابر اعمال نيك و بد، پاداش و كيفر مى دهد در چنين انسانى، همه خواهش هاى حيوانى زنده مى شود; در نتيجه هر نوع قيد و بندى را زير پا مى نهد.
در برخى از آيات قرآن مجيد به اين نوع از نسيان اشاره شده است كه ذيلاً برخى را يادآور مى شويم:
(... ثُمَّ إِذا خَوَّلَهُ نِعمَةً مِنْهُ نَسِىَ ما كانَ يَدْعُوا إِليهِ مِنْ قَبلُ ...): «آن گاه
[١] كهف/٥٧.