منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٣٩
حَكيماً) :«اگر مقتول مسلمان، از خانواده اى باشد كه كافرند، ولى با مسلمانان پيمانى دارند، در اين صورت براى احترام به پيمان،بايد قاتل برده اى را آزاد كند وخون بهاى او را به بازماندگان او بپردازد. واگر دست رسى به بنده اى ندارد، دو ماه پى در پى روزه بگيرد. اين يك نوع تخفيف و توبه اى است كه خدا مى پذيرد. خداوند دانا و حكيم است».[١]
جمله(وَ إِنْ كانَ بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَهُمْ مِيثاقٌ)حاكى است كه بازماندگان كافرند; زيرا معنى ندارد كه گروهى مسلمان با گروهى ديگر از خودشان پيمان خاصى داشته باشند و اين تنها موردى است كه كافر از مسلمان به خاطر پيمانى كه ميان دو گروه وجود دارد، ارث مى برد. و اين استثنا به خاطر حفظ پيمان است.
اگر آزاد كردن برده براى جبران يك نوع خسارت اجتماعى است كه از كشته شدن يك فرد با ايمان متوجه آن مى گردد، يا پرداختنن «ديه» يك نوع جبران خسارت اقتصادى است كه از كشته شدن يك نفر متوجه خانواده اى مى گردد، مسئله دو ماه روزه گرفتن، آن هم پى در پى، براى جبران خسارت اخلاقى و معنوى است كه دامن گير قاتل مى شود; هرچند از روى خطا بوده است، البته همه مى دانيم آزاد كردن برده كارى است براى تقرب[٢] به خدا; پس مى تواند روزه دو ماه كه خود عبادت است جاى گزين آن گردد!
علت اين كه در صورت نخست، سخن از بخشيدن ورثه مقتول به ميان آمده (إلاّ أن يصّدّقوا) در حالى كه در صورت هاى دوم و سوم از چنين مطلبى
[١] نساء / ٩٢.
[٢] «عمل تقربى» آن كارى است كه مايه نزديكى به خدا گردد; هرچند عبادت و پرستش به شمار نيايد; مانند، دادن صدقه، زكات و خمس كه همگى از كارهاى تقربى هستند.