منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٨٤
تشخيص ندهيم; از اين جهت، شناختن اين نوع از مفاهيم، هوشيارى خاصى لازم دارد كه انسان از اين نوع لغزش ها مصون بماند، از باب نمونه:
شكى نيست كه شجاعت در برابر تهور و بى باكى، يكى از فضايل اخلاقى است كه مايه تكامل انسان در ابعاد مختلف است; امّا فاصله آن با ضد آن، بسيار ظريف و باريك است وگاهى اين دو با هم مشتبه مى شوند و انسان به زحمت مى تواند مرز اين دو را از هم تميز دهد.
تشكر و سپاس از فضايل اخلاقى است و در برابر آن، تملق و چاپلوسى از رذايل اخلاقى به شمار مى رود و فاصله اين دو به اندازه اى كم است كه دست يابى به مرز واقعى آن دو، به آسانى ممكن نيست.
روشن ترين تفاوت ميان اين دو اين است كه، هرگاه تقدير، در حدود شايستگى طرف باشد، توصيف ما رنگ سپاس به خود مى گيرد و اگر از بلنداى شايستگى طرف بيرون باشد، چنين تمجيدى تملق و چاپلوسى محسوب مى شود.
امير مؤمنان در يكى از سخنان خود به چنين تفاوتى اشاره مى كند ومى فرمايد:
«الثناءُ بأكثرَ مِنَ الاستحقاقِ مَلَق و التقصيرُ عَنِ الاِستِحْقاقِ عَيٌّ أو حَسَدٌ; گرامى داشتن فردى بيش از شايستگى، تملق و چاپلوسى است و كوتاهى از آن، نشانه ناتوانى در بيان و يا حسد ورزى است».[١]
بنابر اين،بايد سپاس را از چاپلوسى و شكر را از تملق باز شناسيم و از دومى به شدت بپرهيزيم و از ثناگويى هاى بى جا كه مورد علاقه خودكامگان و
[١] نهج البلاغه، كلمات قصار، شماره ٣٤٧.