منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١١٤
خواسته اند بگويند حالا كه ما، در علم و صنعت به پاى غربيان نرسيديم، لااقل در بالا بردن سن ازدواج به پاى آنان برسيم! اين پيچو خم ها هرچه زودتر بايد از پيش پاى جوانان برداشته شود، تا هر دختر و پسرى پس از بلوغ، با داشتن رشد جسمى و روحى بتوانند ازدواج نمايند.
ب: تنها پايين آوردن سن ازدواج همه كار نيست. بايد كوشش شود با وسايلى كه در اختيار است ازدواج آسان و بى دردسر و به اصطلاح ازدواج اسلامى را، جاى گزين ازدواج هاى سخت كه همراه با تشريفات كمرشكن و پيرايه هاى ابلهانه و نمايش هاى رؤيايى است، سازد. اين مسئله براى مردم آن چنان روشن شود كه، ازدواج هاى دست وپاگير را ننگ بشمارند; بلكه با برپايى نشستى دوستانه و پهن كردن يك سفره عقد كه در آن چيزى جز قرآن، آيينه، گل و شاخه نبات و يكى دو عدد سكه، چيز ديگرى نباشد. اين آغاز و انجام جشن ازدواج باشد وبس. همچنين در جامعه چنان زمينه سازى كنند و به آنان بگويند كه: اين گونه ازدواج ها كه با سادگى; ولى آميخته با يك دلى باشد، پايدارتر است.
ج: هرگاه پدر و مادر احساس كند كه جوان پس از تشكيل زندگى در اداره آن با مشكلاتى روبه رو است ، پدر بايد هزينه زندگى فرزند و عروس را بپردازد وچنين بينديشد كه فردى به زندگى او افزوده شده است، در عين حال آنان را در گذران زندگى رهبرى كند تا بتواند روى پاى خود بايستد.
پيامبر گرامى (صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود:
«مَنْ أَدركَ وَ لَهُ والِدٌ وَ عِنْده ُما يزوجِّه فلَمْ يزُوِّجه فَفَسَدَ فالإثمُ بينهما; پدرى كه فرزندش به حد بلوغ رسيده و پدر قدرت دارد كه براى او همسرى بگيرد و اين كار را نكند وجوان آلوده شود، پدر شريك گناه فرزندش مى باشد».