منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٦٤
جهادى كه براى خدا نباشد، به منظور تحكيم حكومت خدا و جايگزين شدن قوانين او و گسترش عدل انجام نگيرد، پشيزى ارزش نخواهد داشت. جهاد آن گاه عبادت و عمل نيك محسوب مى شود كه سرچشمه آن، اخلاص و اجراى فرمان خدا باشد; حتى اگر آيه ياد شده را به معنى جهاد اصطلاحى بگيريم چنين جهادى، در صورتى عبادت به حساب مى آيد كه از اخلاص و به اصطلاح اهل معرفت و كمال، از مراقبه و محاسبه نفس، خالى نباشد.
براى آگاهى جوانان انقلابى كه به جهاد و ايثار خون در راه خدا، عشق مىورزند و مبارزه با شياطين شرق و غرب و ابرقدرت ها را در سرلوحه زندگى خود قرار داده اند، حديثى را مطرح مى كنيم كه روشن گر مقصود (جهاد ظاهرى از جهاد باطنى جدا نيست) مى باشد.
پيامبر گرامى (صلى الله عليه وآله وسلم) مى فرمايد:
«مَنْ كان هجرَتُه إلى اللّه و رسوله فهجرتُه إلى اللّه و رسولِه و مَنْ كان هجرته إلى مال يُصيبه فهجرته إلى ما هاجر إليها»; آنان كه از نقاط مختلف جهان به مدينه مهاجرت مى كنند، هرگاه هجرت آنان به سوى خدا وپيامبر او باشد (براى آگاهى از دستورات خدا و عمل به آن ها انجام گيرد) اين مهاجرت و ترك خانه و كاشانه، مهاجرتى است به سوى خدا; ولى آنان كه براى كسب مال و تحصيل غنايمى، مهاجرت مى كنند هجرت آنان به همان چيز است كه به سوى آن مهاجرت كرده اند».[١]
نقطه آغازين مهاجرت گروه نخست، مادى است; يعنى خانه و كاشانه را ترك مى كنند در حالى كه واپسين آن معنوى; يعنى كسب رضاى خدا و عمل به دستورهاى پيامبر است; ولى آغاز و انجام در گروه دوم، مادى است. سير و
[١] صحيح بخارى، ج١، كتاب ايمان، باب ٤٢، ص ١٦.