منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٦٠
قرآن مجيد به نقش حق طلبى واين كه پيروزى مطلق از آن حق وحقيقت است، تصريح مى كند ومى فرمايد:
(كَتَبَ اللّهُ لأَغْلِبنَّ أَنَا و َ رُسُلى اِنَّ اللّهَ قَوِىٌّ عَزيزٌ ) : «خداوند بر خود لازم كرده است كه پيام آوران او پيروزند، خداوند قدرتمند است».[١]
و در آيه ديگر مى گويد:
(... فَإِنَّ حِزْبَ اللّهِ هُمُ الغالِبُونَ) .[٢]
(وَ إِنَّ جُنْدَنا لَهُمُ الغالِبُونَ) :«حزب وسپاه ما پيروزند».[٣]
پيروزى خدا و پيروزى پيام آوران او جز پيروزى حق و قانون او چيز ديگرى نيست.
٤. در جهان بينى الهى، تاريخ براى خود يك رشته بايد و شايدهايى دارد و تفسير تاريخ از طريق مشيت الهى به معنى نفى ضوابط و قانون مندى تاريخ نيست; بلكه مقصود از آن اين است كه مشيت الهى بر اين تعلق گرفته است كه چرخ تاريخ بر اساس سنن طبيعى و ضوابط قطعى روشن در گردش باشد به اضافه اينكه مى داند كدام جامعه از چه سنتى پيروى خواهدكرد.
بنابر اين، اعتقاد به قضا وقدر و مشيّت الهى با قانون مندى تاريخ منافات ندارد، نه اين كه مؤيد جبر تاريخ است.
٥. تاريخ براى خود هدفى دارد و پيوسته به سوى تكامل و كمال بشرى پيش مى رود و اگر جامعه در جهت تكامل خود گام بردارد و به سوى كمال انسانى پيش رود طبيعت جهان نيز با او هماهنگى نشان مى دهد. و اگر در جهت خلاف كمال انسانى پيش مى رود جهان واكنشى سخت ارائه مى دهد.
[١] مجادله/٢١.
[٢] مائده/٥٦.
[٣] صافات/١٧٣.